متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
آخرين نظرات

عاقلی کو تا بترساند مرا از عشقِ تو؟

پنجشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۲۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

چند نفس قبل از پرواز 

اوّلش شاید تصور کنید سر کار هستید ولی ... گوش دهید ... زمان با شیب تندی گذشته است.

دریافت
حجم: 19.6 مگابایت
توضیحات: چند نفس قبل از پرواز
 

و الی الله ترجعُ الامور ...

* عنوان : مژگان عباسلو

شما بگو  (۱۳)

۰۹ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۱۹ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
سلام

سپاس خواهرجان
پاسخ:
سلام آبجی

با تشکر از عاملان اصلی
ممنون

ممنون

ممنون
پاسخ:
خواهش ... خواهش ... خواهش ...
ممنونیم از شهدا ...
خدایا عاقبت همه مون رو ختم به خیر کن 
خیلی فضای خوبی داره این وبلاگ مخصوصا اینکه قسمت کامنتها پویاست و توش پیشنهاد داره
خدا خیر بده به شما بابت این ساختار
پاسخ:
این لطف شماست.
سپاس گزارم.

و ان شاءالله که حقیقتاً به درد بخور باشد.
۰۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۵ چشم چشم دو ابرو
من دیگه حرفی برای گفتن ندارم ...!!!
سرمو میندازم پایین عین یه بچه خوب از همین بغل میرم کوچه خودمون ...
پاسخ:
یا مثلاً توی افقم می تونید محو بشید ...
۰۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۱ چشم چشم دو ابرو
واقعا توضیح دادید ؟؟؟!!! :/
پاسخ:
پ ن پ 
بیکار بودم از خودم ی قصه ساختم. 
۰۲ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۵۳ چشم چشم دو ابرو
نمیشه همینجوری توضیح بدید ؟؟؟ حجمش زیاده !!! :/
پاسخ:
 یک سری رزمنده هستند در حال عملیات
یک نفر که دائماً در حال هدایت افراد به طرف جلو هست. چندین دقیقه به همین منوال می گذره و شما صدای توپ و تانک و شلیک گلوله و ... را می شنوید. دارد داد و بیداد می کند که بچه ها بروید جلو باید خط را بشکنیم و یک چیزی توی این مایه ها. نهایتاً این که می رسند به یک سری سنگر که عراقی ها داخلش کمین کردند. تعدادی مسئول پاک سازی سنگر ها می شوند. این رزمنده و دوستانش نزدیک یک سنگری می شوند و این که یک سرباز عراقی به او شلیک می کند. او که نمی دانم گلوله به کجایش خورده - البته لابد ارگان حیاتی بوده که بعد از چند لحظه پرواز می کند - روی زمین می افتد و در حالی که لحظه به لحظه صدایش بی حال تر می شود به دوستانش می گوید که عراقی آن طرف است بکشیدش. بعد هم دوستش را صدا می زند و می گوید که توی جیبم - ظاهراً جیب پیراهن شان- یک ضبط صوت است در بیاورد. 
و سپس به فیض شهادت نایل می آید.

این کلیپ دست ساخته و این ها نیست. با یک واسطه از بزرگواری گرفتیم. اسم شهید عزیز هم خاطرم نیست. اگر شد می پرسم می نویسم.
چه قدر خوب 

مامان های با بصیرت 



+ به درد دوستان تهرانی می خوره. اونایی که طرف دار زمین نگذاشتن حرف آقان . مصرف کالای ایرانی

۳۰ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۴۷ علی رسولان
داشتم گوش می دادم
ولی دیدم نوشتید هر کی طاقتش رو داره گوش بده
پشیمون شدم قطعش کردم
پاسخ:
اونی که داخل پست اومده رو که نگفتم. منظورم همون صوت داخل کامنت بود که اگر طاقت دارید بشنوید. در مورد دوری از کربلا می خونه. اون صوت پست رو گوش کنید حتمن
۳۰ بهمن ۹۳ ، ۰۲:۱۴ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
لینکهایی میذاریا!!!!!!!!
:(
یا خدا....
تحمل شنیدن لینک کامنت اول نیست
پاسخ:
آخ 
.
.
.

اگر طاقتشو دارید بشنوید. هر کی هوایی شد التماس دعای فراوون

۳۰ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۳۱ بسیجیان پایگاه جداری

سلام

احسنت

خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید

حتما برامون نظر بزارید

پایگاه مقاومت بسیج شهید جداری

http://shahidjedari.blog.ir