متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
آخرين نظرات

لطفاً هوای ما را بیشتر داشته باشید.

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۳۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام :)

سه ماهی هست که چیزی تحت عنوان پست درست و حسابی ننوشته ام. فقط همان حرف های راحت بوده که از گفتن شان اغلب ناراحت می شدم، چرایش هم بر می گردد به آنجا که نگفتن و ننوشتن یک سری حرف ها سودش بیشتر از گفتن و سبک شدن است. 

این ها همه مقدمه اند و گره گشای زبان بسته من. چه می شود کرد، یک مدّتی است متن طولانی ننوشته ام و حالا خدا رحم تان کند با حرف های مانده در گلویِ من. :) از آنجا که من اغلب پست هایم زیر پوستی رو پوستی، یک ربطی به ازدواج داشتند می خواهم اوّل از همه در مورد چیزی بنویسم که مدّت ها بود قصد نوشتنش را داشتم و این که قبلاً گریزی هم زده بودم  به آن ولی در بعضی از برهه های زمانی باید سکوت کرد تا برداشت ناصواب از حرف آدم گرفته نشود. خلاصه این که بدون روده درازی بیش تر می روم سر اصل مطلب. 

روی حرفم فعلاً با آقایان است. مجرد های شان البته.

 

نمی دانم تا به حال قدم در راه مبارک ازدواج و دوتا شدن و متاهلی و این حرف ها گذاشته اید یا نه؟ که مقدمه اش خواستگاری رفتن و صحبت کردن و چیزهایی ست که حتماً خودتان بهتر از من به آن ها واقفید. آن هایی که خواستگاری رفته باشند و بار دوم و سوم و nام شان باشد یک سری تجربیات ارزشمندی دست شان آمده که توی هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شوند چون تجربه های واقعی که با گوشت و پوستت لمس کرده ای متفاوت اند. امّا این تجربیات هر چه قدر هم که خوب، یک طرف ماجرا بیش تر نیستند، یعنی شمای پسر با دید خودت رفته ای خواستگاری حالا یا پسندیده ای ادامه پیدا کرده و ردت کرده اند یا نپسندیده ای و ادامه ای نداشته -البته اگر این ماجرا را بسطش بدهیم حالت های بسیاری دارد:) - ولی از آنچه برای دختر گذشته و سکته های احساسی عصبی که زده را ندیده ای و از آن ها خبر نداری. مگر این که در بهترین حالت خواهر داشته باشید و توی خانه این ها را باز با گوشت و خون البته در حد سطحی -چون دختر نیستید.- حس کرده باشید.

البته یک سری حرف هایم ربطی به پسر و دختری ندارد و کار دارد به انسانیت و شعور و ادب ما آدم ها که گاهی ... که فعلاً کاری به کار این ها ندارم و بعداً اگر شد ان شاءالله مطرحشان می کنم. 

وقتی که لطف می کنید و تشریف می برید خواستگاری خودتان و خانواده تان از همان اوّل چشم و گوش های مبارک تان را خوب به کار بیاندازید تا بعد از چند جلسه سر مسائلی که از ابتدا بدیهی بودند در نیایید بگویید مورد پسند واقع نشد. (حالا شاید بگویید خب یک سری چیزها نیاز به زمان دارند، بله من هم آن ها را نگفتم.) مردم که مسخره ما نیستند وقت بگذارند، هزینه کنند از اعصاب و احساس دخترشان مایه بگذارند بعد آن وقت شما که هنوز تکلیفتان با خودتان معلوم نیست بلند شده اید رفته اید خواستگاری. خواستگاری رفتن و صحبت کردن و این ها که پسند خانه و ماشین و لباس و کیف و کفش تان نیست، برای دست گرمی و کسب تجربه مردم را علاف خودتان کنید. 

هر جا رفتید خواستگاری و به دل تان افتاد و دیدید به به این همان فرشته ی آرزوهای من است، لطفاً کمی خودتان را نگه دارید و در بیان احساسات و عشق و علاقه تان - که البته سر این هم حرف دارم- کمی صبر و حوصله به خرج دهید و از همان اوّل نروید پاچه تان را بالا بزنید و گند بزنید به احساسات دختر مردم. شما از کجا میدانی آخرش چه می شود؟ ازدواج می کنید یا نه؟ طرف دو ماه رفته و آمده و خوب ادای عاشق های دل خسته را درآورده و ماک و رمق دختر مردم را کشیده حالا تازه یادش آمده که نه این دختر بدبختی که این همه به او گفتم عزیزم و دوستت دارم و ... به درد من نمی خورد و فلان ویژگی مان با هم جور نیست. آخه آقا پسر این دختر که مثل شما نیست یک هفته ای دو هفته ای همه چیز یادش برود و ما را به خیر و شما را به سلامت. خب لعنتی ملاحظه دختر مردم را می کردی که اگر خبرت فردا فارغ شدی از این عشق لِه اش نکنی. وقتی بروی رد کارت او دارد تا یک سال گریه کند، خون دل بخورد و خودش را سرزنش کند که نمی دانم چه کار کردم که مرد آرزوهای من رفت. البته واقعیت امر شاید این نباشد و اغلب نیست امّا روحیه لطیف دخترها این طور است. زود دل می بندند، دیر یادشان می رود، آزار و اذیت ها یادشان می ماند و دیر التیام پیدا می کند. اگر خواهر دارید بترسید که کسی چنین کاری را با او بکند و اگر خواهری ندارید بترسید از آینده تان که کسی این بلا را سر دختر ناز و دُردانه تان بیاورد. شاید بگویید خب همه خواستگاری ها که به ازدواج منجر نمی شود پس دخترها مشکل از خودشان است. من نگفتم برای همه موارد این طور اذیت می شوند، مثل بچّه آدم شریف و جوان مردانه بروید خواستگاری، جو را احساسی نکنید، پیش از این که اتفاقی بیافتد برای عشق ورزیدن و قربان صدقه رفتن عجله نکنید، بعداً یک عمر وقت دارید. خدا را خوش نمی آید این طور رفتار نکنید.  

شمایی که نظرت با مادرت یک دنیا فرق دارد و می دانی نمی توانی ایشان را راضی کنی خیلی بخود می کنی م روی سراغ دختر مردم و یک خانواده را هم به غم دخترشان عزادار می کنی. اوّل سنگهایت را توی خانواده وا بکن بعداً برو سراغ دختر مردم.

دوستان زیادی داشته ام که خواستگار محترم شان به دلایلی رفته ولی چون مثل آدم برخورد نکرده طفلک دخترم یک عالم برای من اشک ریخته و چه قدر خون جگر خورده. حواس و اعصابی که باید برای درس و زندگی اش صرف می کرده گذاشته پای یک سری آدم علاف و خدانشناس که کلی روی احساسش خط انداخته اند و ... 

شما هم اگر آن اشک های داغ را می دید و پای درد و دل های ذوب کننده این جگرگوشه های من می نشستید آن وقت می رفتید به همه پسرها این ها را می گفتید خودتان هم سفت و سخت آویزه گوشتان می کردید. 

 

پ.ن: اوّل از همه خانواده هایی که خیلی شریف و مودب می رن خواستگاری و این همه مردم رو نمی چزونن تشکر می کنم.

پ.ن 2 : 

پ.ن 3 : مدیونید اگر نظر خصوصی بگذارید. در وب و تخته می کنم. دِهَه همین جا حرف تون رو بزنید.

وَ الی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

 

۹۴/۰۸/۲۷

شما بگو  (۱۷)

امان از این خواستگاری ها ...امان از بعضی مادر ها که فکر میکنند پسرشان دردانه و یکدانه عالم است ،..
امان از واسطه ها .... امان از بی واسطه ها ....امان از ...
پاسخ:
;-) امان و واویلااااااا... خداوند عاقبت مون رو ختم بخیر کنه ان شاءالله. و به همه جوانوان مومن و خوب ایران اسلامی و اسلام یا به قولی همه مجردان عالم همسر صالح و پاک نصیب کنه.
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۸:۱۱ صحبتِ جانانه
آره واقعا بعضی از پسرا هر را از بر تمیز نمی دهند:|
بعد متاسفانه قیمت دختر شکسته!
ارزون شده دختر
سطح عشق و علاقه رو به هوس زودگذر تنزل دادن توی منظر عموم جامعه
اینا با چاشنی نامردی و بی خردی حاصلش میشه اون بازیایی که توی پست بهش اشاره کردید که پسرا در میارن بعضا
شایان ذکر است که برادران مذهبی هم یک چیزیشان می شود! حتی به مراتب داغون تر از برادران غیر مدهبی(چون اینا تکلیفشون مشخصه)
پاسخ:
هعییی خواهر!

بعضیا قیمت چه می دونن چیه.
بابت خط آخرت اگر این جا بودی ماچت می کردم. یه بار بحثم با یه خانمی سر این مسئله بالا گرفت و البته بلند بلند حرف می زدم تا مادر پسری که در جریان شیرین کاری هاشون بودیم بشنون. (شکلک به شدت عصبانی)
۱۶ آذر ۹۴ ، ۲۰:۳۰ فاطمه فاطمی
سلام
یعنی جا داره این مطلب+کامنت جناب ناشناس، در سطح گسترده چاپ و توزیع بشه :)

توی این جلسه های خواستگاری، حفظ عزت برا دخترا از هرچیزی مهم تره. این قدر که به نظرم حتی میشه احساسات رو هم فداش کرد...
پاسخ:
سلام آبجی :). متاسفانه زیاده این موارد. آفرین عزت.خیلی مهمه خیلیییییی. این که می گم خیلی این موارد هست و جای تاسفه قصد سیاه نمایی ندارم، چون این موارد با کمی اخلاق و مردم داری حل می شود. فقط کمی آدم باشیم.
سلام علیکم

حق حق

کاملا قابل درک است...

لازمه که آقایون این موارد را حتما در خواستگاری لحاظ کنن

ممنونم.برقرار باشید.یاحق
پاسخ:
علیکم سلام

همین طوره. خدا خیرتون بده.

ان شاءالله که همه مون هوای همدیگه رو داشته باشیم.

سپاس گزارم. 
در پناه حق
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۲ خارج ازچارچوب
کامنت من ثبت نشده؟ یا صلاحیت تایید پیدا نکرده؟
پاسخ:
کامنت تون رسیده.می بخشید وقت نشد برم سراغ سیستم برای پاسخ دادن. با گوشی سخته نوشتن.
۰۶ آذر ۹۴ ، ۲۱:۲۲ خارج ازچارچوب
من یکی دوبار بیشتر توفیق درک خواستگاری رفتن رو نداشتم.خداروشکر مشکل خاصی پیش نیومد و همون جلسه اول تکلیف‌مون روشن شد.یا ما نپسندیدیم و رفتیم یا اونا نپسندیدن و بازم ما رفتیم. :))

چون روی صحبت شما با قشر مذهبی جامعه‌ست که هنوز به سبک سنتی خواستگاری رو انجام می‌دن.جا داره منم حرفای خودم رو بگم.
هیچ کس توی سخت بودنِ مسئله‌ی پیدا کردن مورد مناسب ازدواج،شکی نداره.مخصوصا امروز که سطح و تنوع سلیقه‌ها و عقاید و تفکرات و مدل زندگی‌ها بسیار متفاوت شده.حالا با وجود محدودیت‌های آشنایی دختر و پسرِ مذهبی،این مسئله پیچیده‌تر هم شده.این وسط کی باید به این قضیه کمک کنه؟هیچ رسانه‌ی ارتباطیی مطمئن‌تر از خانواده‌ها نیست.اما متاسفانه کمترین کار رو انجام می‌دن برای برای فرزنداشون.عارشون می‌شه تو اطرافیان بگن ما هم یه دختری داریم با این ویژگیا آماده ازدواج.ماشاللا همه‌ هم توهم دخترمون از وسط آسمون اومده زمین دارن! بعضیام انقد معطل می‌کنن و شونه بالا می‌ندازن که هم دختر هم پسر از اوج میل و نیاز و نشاطش فاصله می‌گیره.
و بحث دیگه هم توقعات عجیب و غریبیه که تو خانواده‌های مذهبی دیده میشه.و صحه می‌ذاره بر اون طنز تلخ که قرار ازدواج نیست؛قرار معامله‌ست!همین مسئله رو خودم به کرار شاهد بودم که چه آسیب‌هایی زده به دختر و پسرهای مذهبی.و هر روز هم بدتر می‌شه.
اینا رو گفتم چون حس کردم مسائلی هستن که تو اشتباه کردن پسرها تو خواستگاری که شما بهش اشاره کردین،
به شدت اثرگذارن.
پاسخ:
خب الحمدلله که خاطره بدی ندارید.

به نظرم هنوز جامعه به اون سمتی پیش نرفته که بشه کسی بگه من یه دختر خوب دارم. عزّت نفس آدم زیر سوال میره با برخوردهایی که هست. همین طوری که معرف دختر و معرفی می کنه خانواده پسر میرن خواستگاری بعضاً خیال می کنند لطف کردند رفتند خواستگاری دختر مردم. بس که سر خودشون معطّل اند.
این دست دست کردن و موافقم، متاسفانه کوتاهی زیاده در این زمینه.
خوب گفتید. توقعات و معیارهایی که آدم و نسبت به دین و مذهب طرف مقابل به شک می اندازه. چیزایی که سنگ اند ... فقط سختی امر ازدواج رو بیش تر می کنند.

همه این ها درست ولی بازم توجیه خوبی نیست برای رفتارهای دور از ادب یک عدّه ...
۰۳ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۴ عباس زاده
سلام علیکم مومن
البته این متن شامل ما نمیشه چون برای مجردها نوشتید و ما متاهل هستیم دیگه و قاطی مرغ ها (لبخند)
یادمه روز خواستگاری که ما قرار شد بریم با خانممان صحبت کنیم ایشون سئوالاتشون رو روی برگه نوشته بودند و خوب معلوم بود که اصلا خودشون هم سئوالات رو ننوشته بودند و براشون نوشته بودند
چند سئوال مختصر
بعد که سئوالاتشون تموم شد من برای مزاح گفتم همین ؟
نگاه کنید ببینید دیگه سئوالی جا نمونده باشه بعدا من پاسخ نمیدم ها
ایشون هم خیلی دست پاچه به نظر میومدند و خیلی آروم گفتند نه همین بود دیگه (لبخند)

شکر خدا ما اولین جایی که رفتیم خواستگاری به توافق رسیدیم
ایشون 16 سال سن داشتند و من هم 21 سال (لبخند)

الان به بچه های مسجد میگم چرا نمیرید جلو و ازدواج نمیکنید
میگن بابا دخترا دنبال چیز دیگه ان نه دنبال زندگی
چی میشه گفت والا
ما چیزی نگیم بهتره
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
علیکم سلام

بنده خدا خانوم تون :| همیشه این شیطنته توی وجود آقایون هست.

چه خوب. ان شاءالله که عاقبت بخیر باشید

به بچّه های مسجدتون بگید اگر عرضه ندارن گردن دخترای مردم نندازن. (شکلک عصبانی)
خب برای پیدا کردن کسی که قراره بعداً همه زندگی شون رو باهاش بسازن باید جست و جو کنند و به خودشونم زحمت بدن.
حس مسئولیت پذیریه کم شده .... البته برای همه هم این طور نیست.

تشکر.
دغدغه و دلسوزیتون قابل تقدیر و تحسینه، تشکر
ان شاالله عاقبت بخیر باشید.
پاسخ:
ممنون آبجی جان. لطف دارید. سلامت باشید. خوشبختی و. عاقبت بخیری نصیب و روزی تون.
اول: طیب الله انفسکم
دوم: نامردی تو این زمونه بازارش خیلی داغتر از این حرفاست، مواردی بوده بعد از عقد!!!!!! یادشان افتاده با مادر گرام هم عقیده نیستند یا در فلان چیز بهم نمیخورند یا بهمان چیز به مذاقشان خوش نمی اید، اخه مردک! حیف از اسم مرد، حیف، چشاتو باز باز باز کن بعد دو دو تا چارتا کن بعد تصمیم بگیر پای تعهدت وایسی
سوم: شما حال اون دختر عقد کرده به پست این دست ادم!!! خورده رو خودت توصیف کن.
پاسخ:
نمی دونم بازارش تا چه حد داغه و ان شاءالله که اوضاع مون هنوز خوبه ;) 
ولی این مورد رو هم دیدم. ار یک هفته بعد از عقد تااااااا بعد عروسی حتّی. اون قدر زجر داده بودند به دختر طفلک که شده بود پوست و استخون. اعصاب داغون و ... و حتّی از دیدن خانواده اش هم محروم شده بود، خیلی ماجرای وحشتناکی بود به نظرم خیلی ... 
آدم خیلی سخت می تونه اطمینان کنه ... فقط خداست که به آدم رحم می کنه و ... و الا که ...

خیلی سخته. فوق العاده، چون پدر و مادر با هزارتا امید و آرزو دختر نازنین شون رو می سپرن به یه نفر، بعد می بینی هرچه پیش تر میره بیشتر همه چی روسرت آوار میشه. تا اونجا که میگی من مرض داشتم ازدواج کردم، خونه بابام چه دردی داشت؟ همون جا می موندم لااقل دردم یکی بود شوهر نکرده بودم، باز اونم به درک ... (البته اینا از زبان اون دختره، اینا حرفای دوستم هست که پای دردو دلش بودم.) آدم بی شوهر نمی میره
۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۲۲ صِفر کیلومتر
سلام علیکم
با کلیت مساله موافقم بنظرم این دسته از پسرها که اینگونه رفتار میکنند نشان میدن که استقلال فکری و تصمیم گیری ندارن و هنوز دهنشون بوی شیر میده
درکل بعنوان یک پسر دارم کاملا منطقی و عاقلانه به مساله ازدواج،طلاق و موارد جدایی های قبل از عقد فکر میکنم و به موارد مختلفی رو که دیدم نگاه میکنم متاسفانه من مقصر اصلی رو خانواده ها میدونم چون در امر آگاهی بخشی و کمک به رشد فکری و اجتماعی به بچه هاشون هیچ نقشی رو ندارن و تک و توکی میبینم خانواده ها خیلی فکر باز و روشنی به مساله دارند وگرنه میشه گفت بعنوان یک آدمی که تحصیلاتم در حیطه حقوق است عامل طلاق والدین هستند
البته طلاق هایی که توی دهه اول هر زندگی رخ میده
اول و آخر هر مساله ای که یک مشکل اجتماعی شده به نظر من شناخت ناکافی از دین اسلامه
متاسفانه مساله بزرگیه و خیلی بحث ها دارد و نمیشه یک عامل رو موثر دونست اینهایی که گفتم شاه کلید تموم اشتباهات و مشکلاته که در حالت جزیی موارد زیادی رو میشه قید کرد
اما بنظرم برای راه حل باید سراغ خودشناسی و انسان شناسی رفت تا خیلی مشکلات حل شود که این هم کار امثال من نیست...
پاسخ:
علیکم السلام

چی بگم!!!!! به دلیل تفاوت های نسلی به نظرم بچّه ها باید خودشون حواسشون رو جمع کنند. چون خیلی اوقات خانواده ها با دید خودشون به مسئله نگاه می کنند و راهنمایی می دهند و انتظار هم دارند همون طور پیش بره مسائل، ولی خب نمی شه. مثلاً اون کسی که می بینه نمی تونه در یه مورد خاص مادرش رو راضی کنه باید تلاش کنه کنار بیان باهمدیگه بعد بره سراغ ازدواج با طرف. البته این که یک مثاله
درست می فرمایید، اگر دو طرف خودشون بودن و زندگی شون و اطرافیان هی پا تو کفش شون نمی کردند مشکل خاصی با هم پیدا نمی کردند. 

بله دین داری همون اصل کاریه.


۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۳ زائر بارانی
سلام عزیز دلم.
فدای شما که حرف دلمان را می نویسی...
پاسخ:
به سلام به روی ماهت

زنده باشی آبجی. خدارو شکر که حرف دل بود :)


من هم دقیقا همین رو گفتم دیگه! گفتم که احتمالا تحت تاثیر شرایط و احساسات دوستان تون شما هم یک مقدار احساسی به موضوع پرداختید!

نمی دونم اگر شما با چنین اطمینانی میگید اهل چنین سیستم هایی نبودند من نمی دونم چی بگم! چون به نظرم بعید میاد که ابراز احساسات و عواطف یک طرفه باعث چنین فضا و در نهایت چنان شرایطی بشه. این نکته رو هم بگم که با توجه به همون غرور دخترانه باید در نظر بگیرید که قرار نیست جواب دختر خانم به ابراز احساسات حتما به همون شکل و همون اندازه آقا پسر باشه و حتی یک لبخند زدن یا سرپایین انداختن و سرخ و سفید شدن و ... هم در نظر آقا پسر میشه جواب! این که تو اسلام داریم که زن با نامحرم مغرورانه صحبت کنه یک دلیلش همینه که کوچکترین عدولی از این غرور ممکنه باعث ایجاد چنین فضایی بشه. دختر خانم ها باید چه در جامعه و چه در جلسه خواستگاری چنین حد و مرزی برای خودشون در نظر بگیرند چون در نهایت حکم اونی که تو کوچه و خیابون هست با اونی که تو جلسه خواستگاری هست تا زمانی که عقد نشدند یکی هستش. (چون شما تو متن پست تذکرات لازم رو به آقا پسرها دادید بنده دارم یک مقدار از این زاویه دید به موضوع می پردازم وگرنه مسلما اینجا باید به همین اندازه به پسرها هم تذکر داد.)

البته طرف این صحبت های بنده لزوما مصداق هایی که شما میگید نیست و بنده به صورت کلی و فارق از شخص خاصی دارم به موضوع می پردازم. ان شاءالله این دوستان شما هم اگر اینجا رو می خونند و خودشون رو مصداق چنین صحبت هایی نمی دونند، این صحبت و تحلیل ها رو به خودشون نگیرند و بگذرند.

بلانسبت دخترخانم ها و آقاپسرهای مورد بحث الان فضایی که در کوچه و خیابون هم هست همین رو نشون میده. دختر با رفتار و پوشش و آرایش و ... خودش حرف میزنه نه با زبان و ابراز کلامی احساس و عواطف و نیازهاش و پسر با چشم چرونی دنبال چنین علامت هایی هست تا بره سر صحبت و دوستی رو باز کنه! خب حالا اگر در چنین رابطه ای کسی از لحاظ عاطفی آسیب ببینه میشه گفت که همه تقصیرات به گردن طرف مقابل هست؟
پاسخ:
بنده با صحبت های شما مخالف نیستم.ولی دختر که سبک نیست قبل از چراغ سبز دیدن از خودش عکس العملی نشان دهد. بابت حیای بالای دخترها شکستن فضای نجیبانه اول باید از طرف آقا صورت بگیرد. البته شاید بگویید همه دخترها این طور نیستند و... ولی من در مورد قشر شبیه خودمان بیش تر صحبت می کنم، اگرچه اگرچه دخترهای ایرانی غالبشان با حیا هستند.

تشکر با بابت صحبت های تکمیل کننده تان.


آن جا دیگر حقشان است.
با این که هر کسی وظیفه داره به تکلیف خودش عمل کنه و کوتاهی دیگران از تکلیفشان، سلب تکلیف از طرف مقابل نمی کند و نمی تواند بهانه ی گناه کردن باشد. البته که وای به حال کسی که شرایط انحراف دیگران را فراهم می کند.

+ بنده خودم خیلی جاها طرف دار آقایان هستم و به قول دوست بزرگوارم دلم هم به حال وضع و اوضاعی که برایشان پیش آمده می سوزد چه از وضع حجاب و چه از سخت گیری هایی که برای ازدواج با آن روبه رو می شوند. امّا این حرف هایی که گفتم، بیان شان ضرورت داشت.

پ.ن: خدایا هرچه که داریم از بابت لطف و نگاه مهربانانه توست و گرنه اگر به حال خودمان واگذار شویم چه بسا از بدترین گناه کاران باشیم. خدایا آنی و لحظه ای ما را به خودمان واگذار نکن.
خداوند به شما خیر دهد پلک جان
و یک چیز دیگر خواستید یا نخواستید بعد از چند روز نه ده روز ! یک تماس مودبانه تشکر و عذر خواهی بابت زحماتی که دادید! و فتن ارزوی خوشبختی برای دختر خانم و ذکر اینکه گویا قسمتشان سر هم نیست و تمام!
خدا خیرتان دهد دلالیل زاقارت نیاورید! استخاره بد بود و یا سطح ایشان بالاتر از من است! البته ممنون که ما را خوب میبینید اما به این فکر کنید که دختر خانم به خاطر همین سطح به ظاهر بالا در فشار است و مورد تهاجم به خاطر مذهبی بودنش بعد این دلیل شما گاهی مشکل ساز می شود و مورد اتهام برای سخت گیری! در حالیکه ملاک شرع است برای او و لا غیر!
+
جدی باشید اما در بین حرفهایتان بگویید اقتضای فضا این هست که بنده کمی دی باشم د رفضای واقعی و مناسب لطیف تر هستم! قربان صدقه نروید! من به جز شما با کس دیگه ای نمی توانم ازدواج کنم وهزار و یک چیزدیگر!
+
قیافه و اندام و ....خ برایتان مهم است یک جوری یک جایی که نفهمد او را ببینید بعد بلند شوید منزل دختر!
+
پرسیدن ویژگی های ظاهری پشت تلفن چندان جالب نیست یعنی اصضلا جالب نیست! سیب زمینی هم اینگونه نمی خرند!
+
بینی و بین الله پول برایتان مهم است خودتان را پشت هزار تا دلیل شرعی قایم نکنید قشنگ بگویید مومن پولدار میخواهم! میگویید مومن باشد معرفی میکنند وارد خانه کارمندی بشوید بعد بگویید زندگیشان ساده بود ! خب برادر من قطعا با کسی که ملاکش ساده زیستی است و شاید ساده تر از پدر و مادرش هم زندگی کند مشکل پیدا می کنی!
+
یک دسته گل کوچ ده هزار تومان می شود! شعور خودتان را می رساند! یا یک صحیفه سجادیه و کتاب! از ما گفتن بود! خوب است دختر هم پذیرایی نکند بگذارد اگر جلسات ادامه پیدا کرد پذیرایی کند!هوم؟
+
وقتی مادر خانه منزل نیست محترمانه اجازه دهید تا بیایند و دوباره زنگ بزنید نه این که از خود دختر سوال بپرسید! حیا دارد و غرور!
+
توقع نداشته باشید دختر خانم نیشش تا بغل گوشش باز باشد با دیدن شما در ان جو سنگین نهایت لطفی که در مقابل پدر و مادرش و شما ها میتواند بکند یک لبخند ساده به مادرتان است! و تحویل گرفتن و خوشا مد گویی به اسیشان!حیا دارد و غرور!
+ خلاصه کلام ان که حداقل اجازه دهید خاطره خوبی از خود به جا بگذارید تا هر وقت یادی از شما شد برای خوشبختیتان دعا کنند!
پاسخ:
قربون دهنت.فدای کلامت.من دقیقا قصد داشتم همین ها را توی شیش هفتا پست بنویسم. آن قدر که بد رفتاری دیده ام. نه تنها برای خودم که یک عالمه مورد دور و برم بود.

سخت گیری را خیلی خوب گفتید. این مورد را زیاد شنیدم. کفر آدم بالا می آید.

+ بعضی ها که از پشت تلفن درخت شجرنامه برای خانواده دختر رسم می کنند. خیلی بی ادبی ست که نیم ساعت پشت تلفن بابت این حرف ها وقت مردم را بگیرید. آزمون مصاحبه دانشگاه هم از پشت تلفن نیست، خواستگاری که کمتر از آن نیست. حالا این ها به کنار، طوماری از اطلاعات دختر می گیرند و بعد هم مادری که زنگ زده حتّی فامیلی همسرش را هم نمی گوید. 

+ احسنت. خیلیییییییی زشته مستقیم با خود دختر صحبت کردن. مورد بسیار زشتی که دیدم این که زنگ زده بودند خانه دختر خانم، مادرشان نبوده، به خود دختر گفته بودند برایتان آرزوی خوش بختی می کنیم و قسمت نبود ... :| خیلی بی تربیته این حرکت خیلییی. یک ذرّه ادب توی وجود بعضی ها نیست.  

+ یا یک وقت هایی مادر پسر زنگ می زند بعد می گوید  مادرتان آمد بگویید زنگ بزنند به من. :| یعنی چه؟؟ دختر و خانواده اش سبک هستند؟ اگر خواستگارید که باید پی گیر باشید و دومرتبه یا سه مرتبه تماس بگیرید اگر نه هم که وقت مردم را نگیرید و روی اعصاب نباشید.
سلام علکیم
الحمدلله که بالاخره نوشتید مخاطب رو هم خوشحال کردید. حالا اندازه و طول مطلب اولویت بعدیه..


به نظرم یک مقدار احساسی برخورد کردید با موضوع وگرنه هر دو طرف دارن اشتباه می کنند و هر دو در جایی که نباید، احساسات خرج می کنند حالا چرا یکی میشه ظالم و یکی میشه مظلوم!؟
قبول ندارم که دخترا عواطف بیشتری دارند و پسرها کمتر! نه، همونقدر که دختر خانم ها عواطف و احساسات دارند آقا پسرها هم دارند اما قبول دارم که بگید دختر در مسائل عاطفی از پسر حساس تر و تحریک پذیرتره..
ممکنه بگید خب پسر شروع میکنه و وارد این فضاها میشه! خب درسته اما تا بوده همین بوده یعنی این جزء طبیعت دختر و پسر هست که پسر دهنده ست و دختر گیرنده که اگر اینطور نبود اصلا خواستگاری به این شکل صورت نمی گرفت! این همه اصراری که اسلام روی حجاب و حیاء و قض بصر و رعایت حدود محرمیت داره به خاطر همین مسائل طبیعی در وجود زن و مرد هست که حالا جای بحث و صحبت زیاده در این رابطه..
همیشه همینطور بوده و این جزء طبیعت مرد هست همونطور که خدا در مقابل در طبیعت زن یک غرور و خودخواهی ذاتی نسبت به ابراز احساسات به مرد قرار داده اما در اینجا اون دختر هم این غرور رو زیر پا میگذاره و به عواطف اون پسر جواب میده که در نهایت چنین جوی حاصل میشه و الا ابراز عواطف یک طرفه در این موارد خیلی زود سرکوب میشه.

+ اون خودخواهی دخترانه که گفتم الان به نظرم تو متن پست و نوع نگرش تون به موضوع مشهود هست! البته من ربطش دادم و میدم به این که احتمالا تحت تاثیر احساسات دوستان تون این طور نوشتید.. چون این مسائل تماما دو طرفه هستند و به دور از منطق هست که یک طرفه بررسی بشه. این مسائل باید با شناخت کامل نسبت به خصوصیات زن و مرد و دو طرفه مطرح بشه و نه صرفا از یک زاویه دید و یک نگاه خاص. به همین دلیل به خیلی چیزهایی که اینجا گفته شد اشکال دارم منتها همین جمله رو برای خلاصه تمام اشکالات گفتم.
پاسخ:
سلام علیکم. 

بنده منکر این صحبت شما نیستم. ولی این جا از دید یک خانم دارم به مسئله نگاه می کنم. مهم تر از همه این که ماشاءالله همه چشم هایشان دنبال کار دخترهاست و ایراد گرفتن از آن ها. 
بنده گفتم دخترها عواطف بیش تری دارند؟ دقیقاً منظورم حساسیت و لطافت شان بود، ریحانه زود آسیب می بیند، مثل گلبرگ گل نیاز به مراقب و دقت زیادی دارد ...
دخترهایی هم هستند که خودشان را محکم می گیرند و گاردشان را تا لحظه محرمیت حفظ می کنند و همه تلاش شان را می کنند که علی رغم همه چراغ سبزهایی که دیده اند و مسخره بازی های آقا پسر، بر عواطف شان حداقل در ظاهر امر و در برخورد با طرف مقابل غلبه می کنند، این هم از حیایشان است البته و این طور بیش تر ضربه می خورند، گاهی هم به سرد بودن و احساس نداشتن و خشکه مقدس بودن متهم می شوند. در حالی که آن آقای به اصطلاح مذهبی باید حواسش را جمع می کرد و می فهمید جای هر چیزی کجاست. یک وقت هایی از روی غرض هم نیست این کارهایشان و فکر می کنند چون بستر ازدواج فراهم شده موانع برطرف شده و آن ها مجاز به هر رفتاری هستند. کلام و نگاه و برخورد متفاوت

+ این دوستان من بندگان خدا اصلا چنین سیستم هایی ندارند. من در مورد خودم با اطمینان نمی توانم صحبت کنم ولی اینها خیلی گل و نمونه اند و از خودشان عکس العملی مشابه رفتارهایی که دیده بودند نشان نداده بودند.

۲۸ آبان ۹۴ ، ۱۰:۴۶ محمد جواد حیدری پرچکوهی
هستم! نبودم!!
پاسخ:
آهان. 
با آرزوی موفقیت. 
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۸:۱۸ محمد جواد حیدری پرچکوهی
سه ماه!

:/

من خواست‌گاری نرفتم، ولی موافق‌م!
پاسخ:
:) 

ان شاءالله بعداً که دوتا شدید میایید برامون می نویسید.
دوم دبیرستان بودید ؟
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۲:۲۷ علی رسولان
هر جا رفتید خواستگاری و به دل تان افتاد و دیدید به به این همان فرشته ی آرزوهای من است، لطفاً کمی خودتان را نگه دارید و در بیان احساسات و عشق و علاقه تان - که البته سر این هم حرف دارم- کمی صبر و حوصله به خرج دهید

صلوات

البته این نمی تونه یه قاعده کلی برای همه ی دخترها باشه ، چون بعضی ها از همین جنس دختر هستن که اگه کمی جدی باشی برمی گردن و به زبان گلایه می گویند!
طرف اصن احساس نداره! رمانتیک نیس! " والا "

به هر حال این حساس شدن ها هست، متاسفانه اونی که زیاد شده این نه و بله گفتن هاست که البته هر دو طرف قضیه هم مقصرن هم پسرا و هم دخترا! " مشکل اصلی اینِ که قدیم تر ها مث اینکه زیاد نبوده ، اونطوری که من شنیدم ، تحقیقات خاصی رو این قضیه صورت نگرفته"
پاسخ:
اینی که گفتید رو به نظرم توی بالقوه همه دخترها می تونید پیدا کنید. هیچ کس بدش نمیاد از این خرج احساسات، امّا به جا، با غلظت مناسب، مرحله به مرحله، ریز ریز. نه یه کاره از اوّل هنوز هیچی نشده.
مثلاً دو طرف هیچی نشده شماره همدیگه رو دارند و پیامک بازی. این ها مدیریت می خواد که بازی نشه با مردم. یک سری چیزای کوچیک که رعایت بشن خیلی تاثیر گذار هستند.
می خواستم روی این تاکید کنم که : "لطفاً نگذارید کار به چند جلسه بکشه و بعد به دلایل واهی یا غیر واهی بذارید برید، سعی کنید تا جلوتر نیومده دقیق روی حرف های طرف مقابل تون فکر کنید و شرایط رو بسنجید که بعد همون جلسه اوّل یا نهایت دوم تکلیف تون معلوم بشه. البته اغلب این اتفاق ممکنه بیافته و تعداد معدودی از موارد به مراحل جلوتر برسه ولی خیلی اوقاتم یه چیزایی از اول مشخصن."


الان همه دنبال ایده آل هاشون هستند، قبلاً شاید کاملاً این طور نبوده. رویایی بودن ... که برای دو طرف قضیه هست.
قبلاً رو نمی دونم چون اطرافیان من همسرهاشون رو به خاطر تایید پدر مادر و بزرگترهاشون انتخاب کردند و در واقع انتخابی در کار نبوده.