متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
بايگاني
آخرين نظرات

سال های استراتژیک

جمعه, ۱۲ مهر ۱۳۹۸، ۰۷:۳۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

روزهای نقاهت رو سپری کردم و بعد از دو سه روز مهمان خانه پدری بودن به خانه برگشتم. اگرچه دلم میخواست به خانه برگردم اما هنوز جسمم تاب و توان کافی نداشت. به هر حال زندگی همین است. :) باید تاب آورد به هر شکل. 

قبل از این دوماهه بعد از یکسال کمی نظم و انظباط خانه داری ام سر و شکل آدم گونه ای به خود گرفته بود و روال کار دستم آمده بود. ولی بعد از این مدت دوباره به تنظیمات کارخانه برگشتم. :| 

آن قدر که شما خواننده های این جا فهمیده و باشعور و منظم هستید، از بابت بیان این حرفها اینجا خجلم. اما واقعا باید حرف بزنم. حرفها از سر و کله ام سر ریز کرده اند. دیگر توی دهانم جا نمی شوند.

نمیدانم برای همه همین طور است یا فقط ما این ریختی هستیم. آن دو سال و نیم عقد به یک طرف، این یکسال بعد از عروسی یک طرف دیگر کلا. واقعا این سال اول از پر تنش ترین روزهای زندگی ام بوده است. دوتا چرخ دنده که قرار است کنار هم بچرخند و تا صیقل پیدا کنند همچنان بهم گیر می کنند و جراحت هایی این میان پدید می آید. نفس سر کش یک خانم بیمار و فقدان هر گونه پالایش روحی را هم که به آن اضافه کنیم چیز خوبی از آب در نمی آید. یعنی تا به حال چندین بار به مو رسیده و فقط به مدد خدا بوده که رابطه گسسته نشده است. 

خلاصه که اگر هنوز مجرد هستید، روی خودتان کار کنید. برای خودتان برنامه های جدی داشته باشید. نشاط و معنویت روحی تان را دست کم نگیرید. در زمان قبل از ازدواج و در آستانه ازدواج، انسان بواسطه خودداری های جسمی و روحی که خود را در معرض آن ها قرار می دهد، روح آماده ای پیدا می کند. از این فرصت استفاده کرده و آن را غنیمت بشمرید. 

پ.ن: دوره های تربیت فرزند کاملی بر طبق دانش و معرفت طب اسلامی ارائه می شوند که محور کار شناخت طبع و مزاج افراد خانواده و تربیت خاص هر فرزند بر طبق طبع و مزاج اوست. متاسفانه فراموش کردم در زمان ثبت نام این جا اعلان عمومی کنم. اما به لطف خدا اگر فرصت بشود خلاصه نکاتی را اینجا می نویسم. (ان شاءالله فرصت و توانش فراهم شود.) [دوره های بعدی را اگر علاقه مند بودید این جا اعلان می کنم.]

 

والی الله ترجع الامور ...

۹۸/۰۷/۱۲

شما بگو  (۱۷)

۲۶ مهر ۹۸ ، ۲۱:۰۷ مرضیه مهدوی فر
سلام دوست جانم
من دلای سابقم
وبلاگ زدم دوباره:) دوست داشتی خوشحال میشم بیای عزیزم:)
پاسخ:
سلام سلام :)
از نظرت توی وب پائیز اومدم پیدات کردم، دنبالت کردم. ^___^
چه خوب که برگشتید.
۲۵ مهر ۹۸ ، ۰۹:۴۷ کوچک‌های بزرگ
سلام عزیزم. نکات دون درآوردن برنج کته:
اول با وضو و بسم الله برنج رو پیمونه و پاک کنین. بعد داخل کاسه گودی بریزین. از شیر، آب ولرم در حدی که کمی بیشتر از سطح برنج باشه روش بریزین و ظرف رو از زیر شیر آب کنار بذارین. دستتون رو داخل آب و برنج آروم بچرخونین تا احیانا اگر پوسته‌ای داخل برنجه بالا بیاد. بعد آب برنج رو خالی کنین. مجدد این مرحله رو تکرار کنین: گرفتن آب ولرم روی برنج، چرخوندن دست در آب و برنج، خالی کردن آب برنج. برای بار سوم آب ولرم روی برنج بریزین و اجازه بدین بالاتر از سطح برنج آب باشه. ۱۰،۱۵ دقیقه اجازه بدین برنج با آب خیس بخوره و لعاب برنج خارج بشه. لعاب برنج و اهمال در درست شستن برنج باعث شفته شدن برنج میشه. بعد از این تایم، آب برنج رو دور بریزید و مجدد برنج رو بشویید و آبش رو خالی کنید.
برنج بدون آب رو داخل قابلمه بریزید و در حدی روش آب بریزید و که از سطح برنج به اندازه یک بند انگشت (اگر نرمتر میخواین ۱.۵ بند انگشت) آب روی برنج باشه. برای ۴ پیمونه برنج، ۱ ق چ نه سر پر نه سر خالی نمک اضافه کنین. قابلمه رو روی حرارت متوسط بذارین. برای ۴ پیمونه برنج ۲ ق غ روغن کافیه. روغن باعث میشه برنج بهتر قل بخوره و دونه‌ها بهم نچسبن. عین ماکارونی. بعد اجازه بدین برنج قل بخوره و بجوشه. وقتی شروع به جوشیدن کرد میتونین در قابلمه رو بذارین تا آب برنج اصطلاحا کشیده شه و روی سطح برنج دیگه آب نباشه و حفره‌هایی روی سطح برنج ایجاد بشه. وقتی به این مرحله رسید، برنج رو با کمک مفگیر از دور تا دور قابلمه جمع کنید و وسط قابلمه مثل کوه کنین. چند حفره با ته کفگیر روی برنج ایجاد کنین(من ۵ حفره و با نام ۵ تن ایجاد میکنم) بعد دم کنی در قابلمه بگذارید و حرارت رو ملایم کنین و اجازه بدین دم بکشه. درش رو هم هی باز نکنین. حدود ۱۵-۲۰ دقیقه زمان میخواد تا دم بکشه. *با آب ولرم برنج رو بشورین نه آب داغ و نه آب سرد.
*به این شیوه برنج رو بشورین تا لعابش خارج بشه و شفته نشه.
*قابلمه‌تون جای کافی داشته باشه که موقع قل زدن که درش رو میذارین سر نره.
*اگر روغنش کم بود آخر سر روی برنج بدین چون مقاومت برنجها با هم فرق میکنه.
پاسخ:
سلام و صد سلام بهتون.
واقعا ممنونم. خیلی لطف کردید.
ان شاءالله انجامش میدم و این بار موفق میشم. ^___^
بابت نکات قبلی هم خیلی خیلی ممنونم. ویدئوها رو چندتایی شون رو نگاه کردم. خیلی خوب و ریز به ریز بودن. :)) برای کسی مثل من واقعا عالی بودن.

نظر قبلی تون رو هم تایید میکنم تا اگر دوستان کسی خواست استفاده کنه.
شاید کسی مثل من صفر کیلومتر باشه و اساسی دعاتون کنه. :* :*
خدا خیر کثیر بهتون بده

من خورشت سبزی شون رو نگاه کردم. خیلی دقیق توضیح دادن. خیلی خوب بود. 


۲۴ مهر ۹۸ ، ۲۱:۵۳ کوچک‌های بزرگ
سلام عزیزم. نکات کته رو براتون حتما میذارم در اولین فرصت. کلاسهای آشپزی زیاده اما چیزی که در دسترس باشه و هزینه زیادی هم جز ترافیک اینترنت نداشته باشه. دستورهای غذایی خانم گلاور هستش. ما از دستور قیمه، لوبیا پلو، خورش کرفس، قیمه نثار، استانبولی، لوبیا پلوی ایشون راضی بودیم. تو آپارات یا تبیان سرچ کنید فیلم‌هاشون میاد و خوبیش اینه که خیلی عالی نکات رو توضیح میدن. باز سوالی بود در خدمتم. اگر غذای خاصی مدنظرتون بود که من بلد بودم حتما بگین بهم خوشحال میشم کمک کنم. به نظرم یک بار قیمه به شیوه ایشون با رعایت کامل نکات و البته با وضو و بسم الله و نیت نذری و سه توحید و آیه نور در مقدار کم بپزین. اگر خوشتون اومد دستورهای دیگه ایشون رو امتحان کنین. اما کلا یک سری نکات کلی وجود داره در مورد مثلا همه خورشها یا همه پلوهای قاطی یا سوپ‌ها و ادویه‌ها که دوست داشته باشین میگم خدمتتون.
یک نکته دیگه در آشپزی مرغوبیت مواده. مثلا گوشت ماهیچه ماده لطیف‌تره. لپه آذر شهر مرغوبه. باقالی سبز کاشان خوش طعم و زود پزه. بامیه اهواز عالیه و ...یک نکته مهم دیگه در آشپزی، ادویه‌هاست. ادویه‌هایی که خودتون می‌سابین و ترکیب می‌کنین هزار بار غذاها رو خوش طعم‌تر میکنن.
بازهم در خدمتم عزیزم.
پاسخ:
^___^
ممنونم. خیلی ممنون.
واقعا کمک بزرگی بهم کردید. حتما این کار و میکنم 
ان شاءالله جستجو میکنم نگاه میکنم حتما.

چه قدر لطف کردید.
چشم حتما. :* :*
خدا خیر کثیر بهتون بده
۲۳ مهر ۹۸ ، ۱۲:۱۲ قاسم صفایی نژاد
تقریبا اکثر افراد متاهل این حرف‌های شما را درک می‌کنند.
میگن امام وقتی خطبه عقد می‌خوند، به همه جوانان یک توصیه بیشتر نمی‌کرد: «بروید و با هم بسازید»
پاسخ:
و چه توصیه ی مهمی ...
۲۲ مهر ۹۸ ، ۲۰:۵۲ آب‌گینه موسوی
الحمدلله که در کنارِ یارِ موافق هستی. :*
اِن‌شاءلله هر روز شیرین‌تر بگذرانید و بلندتر پرواز کنید!
همین‌طوره؛ همه وقت و همه جا نیاز به مدارا داریم و مشورت. من از بابِ هماهنگ شدن و همراهی گفتم که میزانش بسته به نوعِ ازدواج متفاوت است. در یک ازدواجِ موفّق، آن پیوندی که لِتسکنوا است، انرژی و تمرکز نه بر همراهی که بر ارتفاعِ تعالی و پرواز است و تعمیقِ محبّت.
پاسخ:
ممنون از محبت شما. :* ان شاءالله یار موافق نصیب همه مجردان عالم.
ممنونم ممنونم. :* زندگی تون پر از نگاه ویژه امام عصر عج الله تعالی 

درست میگید.
توی زندگی ها حل این کشمکش ها و همین مدارا کردن ها خودشون رشد اند و تعالی. 
۲۲ مهر ۹۸ ، ۰۹:۵۷ آب‌گینه موسوی
اِن‌شاءلله بهبودیِ کامل همراه با شادی و نور و سُرور، عزیزم!
امّا من خیلی با این نگاه به ازدواج همراه نیستم؛ مثلِ یادداشتِ شما بسیار خوانده‌ام و یا شنیده‌ام. اغلب هم از جانبِ زنان. در نظرم، وقتی هم‌سرت، آن نیمۀ دیگرت در کنارت باشد، اتّفاقاً حرکت و پرواز آسان‌تر از قبل خواهد بود. واژگانی که استفاده کردم، با معنای اتمّش؛ یعنی واقعاً هم‌سر باشد، واقعاً آن نیمۀ دیگر باشد...
در غیرِ این‌صورت در هر کلونی به هر شکلش چه از نوعِ خانواده، چه گروهِ کاری و تحصیلی و چه... اختلافِ نظر و افق پیش می‎آید و طبیعی‌ست و لابد.
امّا نکتۀ دیگر: اغلبِ ازدواج‌هایی که صورت می‌گیرد، مع الأسف، دچارِ مشکل هستند. طول می‌کشد که به هماهنگی و همراهیِ لازم و باید برسند. چه باید کرد؟ مدارا و گذشت و مشاوره.
پاسخ:
سلام سادات عزیزم. قدم به چشم ما گذاشتید.
ممنون از دعای خیر زیبایتان.
زیباگفتید. معنای اتم هم سر. :) جدا که مهمه
با کلیت صحبت شما موافقم. انتخاب درست موجب آرامش می شود. ولی در دل هر انتخابی بالاخره اختلاف وجود دارد.


 راستش ماهم هیچ مشکلی باهم نداشتیم تا قبل از عروسی و همیشه من هم نظر با شما بودم. ولی بعد از عروسی و رفتن زیر یک سقف مشترک دنیای متفاوتی دارد. یا شاید اگر نخواهم تعمیم بدهم بگویم برای ما دنیای متفاوتی داشت. 
من همراه تر و همسفر تر از همسرم سراغ ندارم برای خودم. ولی همان طور که گفتم کمیت خودم خیلی لنگ بود. بیماری عواقب جدی با خود داشت که بی برنامه بودن من به آن دامن زد. 
من عقیده ام این است که کنار هم قرار گرفتن دو نفر که در دل دو فرهنگ متفاوت بزرگ شده اند، آخرش اصطکاک دارد. ولو این که همشهری باشند و لو این که ظاهر خانواده ها به هم شباهت زیادی داشته باشد، اما حقیقت این است که تحت تربیت های متفاوتی بوده ایم. طبیعتا معصوم هم نیستیم. و خب اگر مراقبه نباشد هماهنگی سخت تر میشود. اما مهم این است که دو نفر قدرت هم صحبتی باهم را داشته باشند و از توانایی حل مسئله برخوردار باشند.
صرف وجود خود اختلاف ها معضل نیست. چون دوتا انسان که موجود زنده هم هستند بالاخره نظرات متفاوتی دارند. و در بحث ازدواج هم قرار نیست دو نفر کاملا بهم شبیه باشند. پس از دل تفاوت ها اختلاف پیش می آید. مهم نحوه رفع آن است. 
ما دوتا الحمدلله جزء افرادی بودیم که برای انتخاب مان برنامه داشتیم و معیارهایمان را با خطکش آگاهی ها و دانش خاص انتخاب، سبک و سنگین کرده بودیم. یعنی من زمان ازدواج با دوتا سوال برایم محرز میشد که خواستگار مذکور همسفر مناسبی برایم هست یا نه. ولی باید قبول کرد که شناخت دختر و پسر قبل از ازدواج از زندگی مشترک با شناخت زوجین بعد از ازدواج از زندگی مشترک بگونه ی متفاوتی ست. ;)

بله. ولی نه تنها در زندگی هایی که ازدواج صحیح نبوده، بلکه در همه زندگی ها این دو نقش مهمی دارند. مشاوره و مدارا


۱۵ مهر ۹۸ ، ۱۲:۲۳ بانوچـه ⠀
چشم حتما :)
پاسخ:
چشمتون روشن به حرم ارباب :* 
ممنونم.
ببخشید بنده منظورم رو درست نگفتم. منظور از این که دو چیز در نقطه ی مقابل هم هستند این هست که با کم شدن یکی دیگری زیاد میشه و بالعکس. یعنی تاثیر متقابل بر هم دارند مثل دو کفه ی ترازو.
صحبتی هم که شما عرض کردید در مورد تعادل رسیدن آرمانگرایی و واقع گرایی چنین چیزی رو به ذهن متبادر می کنه که این دو در مقابل هم هستند و با کم شدن یکی دیگری زیاد میشه و بالعکس و حالا ما باید بین این دو تعادل برقرار کنیم که این اشتباه هست. چون آرمانگرایی بدون واقع گرایی بی معنی هست و تبدیل به رویاپردازی میشه.
پس از نظر بنده آرمانگرایی در دل خودش واقع گرایی رو داره و البته در آرمانگرایی حقیقت گرایی بر واقع گرایی ارجحیت داره. اون چیزی هم که در نقطه ی مقابل آرمانگرایی قرار میگیره از نظر حقیر همون محافظه کاری، احتیاط، ترس، وابستگی و ... هست که اسم اینها رو نمیشه گذاشت واقع گرایی. یک طرف گرایش به آرمان ها و حرکت به سمت آرمان هاست و طرف مقابل گرایش به حفظ شرایط موجود به خاطر ترس، دلبستگی،ترس از نتوانستن و ... .

خب هر کس رو باید نسبت به خودش سنجید. یعنی همون آدم های بزرگی که با گذشتن از جوانی همچنان قدرت تغییر دارند رو اگر با خود جوانی شون بسنجید می بینید که نسبت به جوانی آرمانگرایی و قدرت تغییرشون کمتر شده مگر معصومین و بزرگان و اولیاء حق که سراسر غرق در حق و گرایش به حق بودند.

بله درست تر و کامل ترش تناسب سن عقلی هست. موافقم با صحبت هاتون.

والا در شرایطی که بنده هستم تا با چیزی روبرو نشم انگیزه ی کسب مهارت براش رو ندارم.
پاسخ:
ممنون از توضیحاتتون.

ان شاءالله که در بهترین زمان و مکان ممکن باهاش روبه رو میشید. میفهمم حس تون رو.

تشکر بابت وقتی که گذاشتید.
۱۴ مهر ۹۸ ، ۱۱:۴۱ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
سلام
بلا دوره
فشار ب خودت میاری تینجوری میشه!
پیرو صحبت دوستان بله سال اول و سال دوم و ... تا سال آخر همیشه سخته
کلا زندگی کردن سخته ولی چ کنیم ک تودوره مجردی اصلا بفکر این سختیا نیستیم و شور و هیجان مستقلی و عواطف و نیازها غلبه میکنه و سختی رو نمیبینیم

اول زندگی واسه همراه شدن بقول تو با ی جهان دیگه سخته
دوم‌زندگی واسه بچه دار شدن
سوم زندگی واسه تربیت و پرکرش
چهارم زندگی واسه دست اندازها و اتفاقات ناگهانی ....
و...
آخر زندگی واسه مرگ
و تازه دوباره شروع ی سختی دیگه


من هم همین دست و پنجه نرم کردنهارو داشتم و البته باتوجه ب اینکه خدا یجور دیگه امتحانمون کرد و هدیه امون رو همون سال اول بهمون داد سخت تر شد
خوبیش اینه ک الحمدالله همسرم از من جلوتر و بالتر هست و من اینو میدونم و حرفهاشو و دلایلش رو خیلی راحت قبول میکنم و اجرا میکنم
هرچند بازهم تواین بین حرص خوردنها برای طرفین هست و قهر و دعواها هم هست اما حداقل برای رسیدن ب ی روال عادی ک طرفین ب ی رضایت نسبی برسن حداقل ۳_۴ ساای زمان میبره
پاسخ:
سلام خواهرجان.
خوبه آدم شکمو باشه. :)) کم خوراکی کار میده دست آدم.
[البته شوخی میکنم، ان شاءالله که همه مون توی هر چیزی میانه رو باشیم.]
واقعانم همیشه سخته.
چه خوب گفتی، چه خوب گفتی. خدا خواسته قبل ازدواج سختی ها رو نبینیم و بواسطه رفع نیازهامون بهم نزدیک بشیم. والا اگر کسی سختی هاشو میدونست از قبل زیر بار نمیرفت. :|


درسته. زندگی سراسر رنجه. رنج هایی که حقیقتشون تلخ نیست. چون برای رشد ما اومدن. ولی سختن. خدا کمک کنه بهمون. امام زمان عج الله یاری گر و دعاگومون باشند.

واقعا افرادی که اول ازدواج خداوند بهشون فرزندی عطا میکنه، خیلی شرایطشون دشواره. چون خیلی زمان میبره که آدم روی روال بیافته. ولی جالبی ماجرا اونجاست که زوج هایی که زود فرزند دار میشن، زندگی شون زودتر روی نظم و روال میافته.
الحمدلله الحمدلله. دل منم به همین گرمه.
به قول مشاور میگفت اگر پنج سال اول رو دوام بیارید، بقیه اش حله. 


خیلی خوشحال شدم از دیدن نظرت. :) دلمون برات تنگ شده بود.
خیلی ممنون که وقت گذاشتی خواهرجان.
اختیار دارید متوجه حرف تون شدم و صحبت تون رو قبول دارم. این هایی که فرمودید پیش نیازها و ویژگی های کلی تغییر هست و در هر سنی نیاز به اینها هست اما به فرض این که این پیش نیازها وجود داشته باشند بهترین دوره برای تغییر آگاهانه اوایل جوانی هست.
نقطه ی مقابل آرمان گرایی، واقع گرایی نیست که با واقع گرایی به تعادل برسه. آرمان گرایی در دل خودش واقع گرایی رو داره. نقطه ی مقابل آرمانگرایی، محافظه کاری و دلبستگی و ترس از تغییر و نتوانستن هست که با بالا رفتن سن بیشتر میشه و بله درست می فرمایید با مراقبه و تهذیب و حفظ فضای فکری و عملی میشه آرمانگرایی رو حفظ کرد ولی این هم مثل صحبت قبلی پیش نیاز و ویژگی زمینه ساز هست که اگر نباشه چه بسا انسان در جوانی هم محافظه کار باشه ولی اگر باشه در جوانی تاثیر آرمانگرایی بیشتر هست و به مرور لااقل به خاطر کم شدن توانایی ها آرمانگرایی هم کمتر میشه.

در مورد تناسب سنی و مدارا و ملاطفت صحبت تون کاملا درسته اما این رو هم در نظر بگیرید که اولا خانم ها از سنین پایین تری وارد بلوغ و نوجوانی و جوانی میشن و دوما به صورت کلی به خاطر ویژگی های خدادادی خانم ها توانایی تغییر بیشتری دارند. مردها شخصیت سخت تری دارند بر خلاف خانم ها که به خاطر نرمی و صبری که خدا بهشون داده قدرت تغییر بیشتری دارند. اگرچه این ها دلیل نیست و روایات هم مردها رو دستور به مدارا و ملاطفت داده. در مقابل خانم ها هم موظف به خوب همسرداری کردن و ... هستند ولی هیچ کدوم از این ها چیزی از وظایف طرف مقابل کم نمیکنه.

همه نیاز به مهارت داریم. شما که اینقدر از کمبود مهارت می نالید ما چی بگیم!؟
پاسخ:
اگر نقطه مقابلش بود که به لحاظ منطقی نمی تونستن باهم به تعادل برسن.
نه منظورم اینه که به مرور اگر فضا خوب باشه، از تند و تیزی اولیه فرد کم میشه بعد هم واقعیت ها رو میبینه، هم آرمان هاش رو حفظ میکنه.
نه لزوما این طور نیست. چون ما آدم های بزرگی رو داریم که با وجود گذشتن از جوانی و میان سالی و ... هم حتی هنوز اون خمیر مایه شون رو حفظ کردن. به نظرم باید روی خودمون کار کنیم. اینا واسمون دستاویز نشه. اگرچه کلیت صحبت تون رو قبول دارم و همه مون حسش می کنیم با گذر عمرمون ...
البته مخاطب این صحبتی که گفتم خودم هستم که همیشه دنبال مقصرم و بهانه. وگرنه تا الان کاری انجام میدادم.


خواستم سن عقلی رو بنویسم که یادم رفت. به طور کلی وقتی اختلاف سنی این قدر زیاد میشه، آخرش اون فاصله حس میشه. دیگه بچه های نیمه دهه هفتاد و هشتادم که خودتون بهتر میدونید. کاملا درسته. هر دو طرف وظیفه دارند. ولی مته به خشخاش گذاشتن واسه چیزایی که توی پسر موقع خواستگاری بهش علم داشتی و رفتی این خانم و گرفتی، به نظرم بی عقلیه و کم صبری. گذشت زمان باید یه سری چیزا رو حل کنه.

بله همه مون. 
دیگه کسی مثل من که متاهله عذری ازش پذیرفته نیست بابت نداشتن مهارت های مورد نیاز. خدا یاری کنه که با برنامه ریزی مهارت های لازم و به دست بیارم. شما که الحمدلله انسان فهمیده و با کمالاتی هستید و فرصت کافی برای افزایش مهارت هایی که دارید.


۱۳ مهر ۹۸ ، ۲۲:۳۲ بانوچـه ⠀
ازدواج واقعا مرحله‌ی عجیبی از زندگیه، آدم باید خیلی چیزا رو بلد باشه و واردش بشه. خیلی چیزا هم بعد از ازدواج یاد می‌گیره...
پاسخ:
دقیقا ... دقیقا ...
از تجربیات تون بنویسید، مثل همین ساختار شکنی های جذابتون. خیلی مشتاق به خواندن هستم. 
واقعا هم کاریه که نباید دست کم گرفتش و بدون مهارت واردش شد.
از آخر به اول صد در صد حتما اعلام کن
حتما بنویس
نمیری فراموشکار کهواعلام نکردی

خودداری جسمی و روحی را خواهش می کنم به زبون محاوره ای و راحت اعلام کن
برنامه جدی مثل چی?

آی نفس کش! نفس سرکش :))
تو اصولا اونقدردرلفافه حرف می زنی که کسی نمی فهمه، با همین فرکون بری نیاز به خجالت نداره :)

تاب را از کجا آورد? الاکلنگ و سرسره هم میشود آره?
پاسخ:
:)) وای یعنی کلی خندیدم با کامنتت. تو روحت عزیزم.


همین که یه میل و غریزه ای درون فرد هست و جوابی براش نیست و اون شخص خودداری میکنه به هر نحوی، خودش مبارزه است. 
یه هدف محکم که براساس اون واسه خودش توی هر دوره ای برنامه ای داشته باشه. یه چیز پیوسته که کمکش میکنه نشاط و شادابیش رو همیشه حفظ کنه. آخه هدف داشتن امید رو توی دل آدم زنده نگه میداره. 
و توصیه ای که واقعا باید جدی گرفتش اصلاح مزاجه. 
این قدر که من سر این داستان این مدت سختی کشیدم، اگر زودتر اقدامی کرده بودم حالا این قدر لاکپشتی پیش نمیرفتم توی رشد شخصیم. :)) خداییش خیلی مؤثره.
یعنی آموزش های طب سنتی یادگرفتنش واسه همه مون از اوجب واجباته. سبک زندگی نادرست همه چیزمون رو تحت شعاع قرار میده.


 وای خدا. خدا به مراد دلت برسوندت الهی. خیلی خندیدم.
واقعا من در لفافه صحبت میکنم?! از عذاب وجدانم کم کردی.


روحیه ی طنزت رو به کار بگیر همیشه. خندوندی این دو سری من و. 
خداخیرت بده.
۱۳ مهر ۹۸ ، ۰۷:۳۹ **هِلِناز **
همه همینن
زندگی کردن با شخص دیگه کار اسونی نیست و اغلب زوجین یک سال اول تازه اختلاف ها و مشکلاتشون مشخص میشه ، خصوصا چند ماه اول سخت تره
اما بعدش درست میشع
پاسخ:
:)

 واقعا که کنار هم قرار گرفتن دوتا جهان متفاوت خیلی دشواره.
ان شاءالله. به قول اون یارو که میگفت صد سال اولش سخته :))
سلام خواهر
عه شما سال اول رو تموم کردی؟
من فکر می کردم بیشتره قدمتش..


آقا واااقعا همینه...یعنی واقعا تو از اول تا آخر زندگی خودت رو داری، برای سر و کله زدن! :)
اگه تو مسیر تربیت خودت باشی که فرایند صیقل خوردنت بهتر پیش میده
ولی اگه نباشی یا مثل من دچار غفلت بشی دیگه خیلی سخت میشه... اذیت میشی و اذیت می کنی
اگرم خدای نکرده خشکی روحت بزنه بالا که دیگه خطرناک میشه...

اینه که باید با سخنان حکیمانه جان مون رو تازه کنیم(مضمون حدیثی هست که فرمود جان ها مثل بدن ها فرسوده و خسته می‌شوند آن را با سخنان حکیمانه تازه کنید)

بانو ما هم دعا کن... من هم برای شما... شاید اینجوری بیشتر پیشرفت کنیم
پاسخ:
سلام خواهرجان.

بله. :) چهار ساله متاهلیم. اما از پارسال اردیبهشت زندگی مستقل داریم. یک سال و چند ماه.

چه خوب گفتی عزیزم. داشتن سیر و سلوک شخصی از الزاماته. ان شاءالله که بهش دست پیدا کنیم. 
غفلت چیزیه که زندگی های امروز مدام در حال تزریقشه. 
شما که همیشه اهل مراقبه ذهنی هستی :*
چه خوب گفتی. خشکی شدید روح ... 


چه صحبت زیبایی. 

چه قدر خوب که دعام میکنی بیشتر از همه چیز بهش نیاز دارم. حتما به یادتون هستم. :* ان شاءالله

سلام
ان شاءالله هر چه زودتر سلامتی کامل عنایت بشه بهتون
این سال های استراتژیک به نظرم از دوره ی بلوغ شروع میشه و هر چه به جلو میریم ارزششون کمتر میشه چون توان تغییر انسان و اراده و عزم و آرمان گرایی انسان کمتر میشه.
یکی از دلایلی که تو اسلام توصیه میشه زود ازدواج کنیم همین قدرت تغییر دوره جوانی هست که هر چه به جلو میریم کمتر میشه و شخصیت انسان سخت تر تغییر میکنه در نتیجه کسانی که تو سنین بالاتر ازدواج می کنند به سختی با هم کنار میان و احتمال جدایی شون بیشتر میشه. شما خدا روشکر تو سن خوبی ازدواج کردید نسبتا و این اختلافات ابتدای زندگی طبیعی هست مهم اون برآیند حرکت تون هست که ان شاءالله در راه رضای خداست.
پاسخ:
سلام علیکم، سپاس گزارم. عاقبت بخیر باشید.
هر زمانی از عمر رو که ببینید استراتژیکه. بستگی به این داره که من نوعی کی به خودم بیام و بخوام تغییر کنم. واقعا هیچی بدتر از حس پوچی که الان باهاش به شخصه مواجه شدم نیست. چاره اش ادامه دادن با انرژی در مسیر هدف گذاری های قبلی یا جدیده.
صحبت تون درسته و باهاش موافقم. اما درسته که ترکه تر قابلیت انعطافش بیشتره. ولی ترکه روح مومن همیشه در جهت نور منعطفه. پس باید چشم مون به سوی نور باشه. تنجه نوری ...! این صحبت شما در مورد آرمان گرایی درسته ولی اگر سعی کنیم اتمسفر فکری و تنفسی مون رو پاکیزه و تقویت کنیم واقع گرایی و آرمان گرایی به تعادل میرسن... بنده در توضیح دادن توانمند نیستم. ان شاءالله به فهمیدگی خودتون ببخشید. 
چیز دیگری که مهمه اگر سن و سال بالاتر رفت، به تناسبش به فاصله سنی ها هم دقت بشه. یه بنده خدایی هست از نزدیکان، 29 -30 سالشونه. خانمشون 8-9 سال ازشون کوچیکتره. این آقا شخصیتش شکل گرفته، از طرفی با وجود این که انسان شریفی هستند، منتهی این وسط مهارت ندارند. خانم یه ترکه تر و انعطاف پذیرند که دائم میخورن توی صورت ایشون. این تعبیر جالب نیست. ولی خیلی نزدیکه به فضای ذهنیم. بی تدبیری کار دست آدم میده. اگر کسی میره توی این سن و سال با یه همسر نازنین ازدواج میکنه که هنوز شخصیتش کاملا شکل نگرفته و نیاز به مدارا داره، دیگه نمی تونه مثل چوب خشک رفتار کنه. چون خودش خواسته باید ملاطفت به خرج بده و محور رو تقوا بگیره و باز هم مدارا.
انشاء شد پاسخ بنده. نمیدونم چرا حس کردم مربوطه به این جا این حرف.

سپاس گزارم از بابت دلگرمی.
ان شاءالله که مهارت هامون رو بالا ببریم تا جبران کننده نقص ها و ضعف هامون باشه. به شخصه به یادگیری و آموزش زیادی نیاز دارم برای مرتفع شدن گره ها. درست میگید. 

۱۲ مهر ۹۸ ، ۲۰:۱۷ مونولوگ های یک مسافر بین راهی
شمای صبور :)
پاسخ:
ای جان. ببین چه کسی این جاست. ^___^

واقعا صبر چیزیه که باید به دستش بیارم. 
خیلی کم صبر شدم. خیلیییییی :| 
دیگه برای آبرو داری از ذکر مثال صرف نظر میکنیم.
۱۲ مهر ۹۸ ، ۱۹:۴۹ آرزوهای نجیب (:
سال اول ازدواج برای همه بحرانه عزیزم. آدم‌های عاشق پیشه‌ای رو دیدم که تا ته خط رفتن و برگشتن. در نتیجه زیاد خودت رو ناراحتش نکن. مهم اینه که با صبوری بتونیم کنار هم زندگی کنیم و به آرامش برسیم. ان‌شاءالله که حضرت زهرا نگهدار زندگیت و سلامتیت باشه عزیزم.
پاسخ:
خدا هدایتم کنه ...
ان شاءالله که ته خط فقط و فقط به لطف خدا آرامش باشه و آرامش
خیلی ممنونم از دعای خیر بسیار زیبات سیده جان
:* عاقبت بخیر باشی خواهرجان. ان شاءالله هر چی آرزوی خوبه واست محقق شده میخوام. 
ممنون از دلگرمیت

شکرپاره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">