متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
بايگاني
آخرين نظرات

۳۶ مطلب با موضوع «ائمه» ثبت شده است

379

1
ته تغاری به برفهایی که از آسمان پایین می ریزند چشم امیدش را بسته و صدایش را ریز و درشت میکند، یک طوری که مادر بشنود و میگوید: دارم میرم رو پشت بوم برف بخورم
مادر چشم هایشان را ریز و درشت میکنند و میگویند: برف اول مال کلاغه، برف دوم مال ...، برف سوم مال...، ...، برف هفتمه که مال ماست

چراغهای مجلس خاموش میشوند، همه چیز از دید محو شده و به جز مداح، باقی آدم های مجلس به سیاهه هایی میمانند که تمرکز از روی آنها برداشته شده. اولین قطرات گرم که روی صورتم میلغزند، دیگر همه چیز مات میشود. دستم میرود پی برداشتن دستمال اشک توی کیفم اما خیال دست و پا گیر میشود. برف اول مال کلاغه، برف دوم ... اشک اول مال چیست? اشک اول مال کیست? مدت زیادی ست این آسمان غبار گرفته دلم نباریده. حالا اشک اول را میشود توشه کنم لابه لای تار پود دستمال اشک? اشکی که مال ام ابیهاست کدام یکی اشک است? اشک دوم?اشک سوم? حکما باید اشک هفتم باشد? اشک برای آقاجانم چه طور? کدام یکی شان اجازه دارد بریزد لابه لای تار پود دستمال اشک?
خیال دست و پا گیر شده گفت که خبط است دستمال اشک را به این اشک ها آلوده کنم. من هم دل به دلش دادم و گذاشتم بریزند و ببارند، بلکه این آسمان غبار گرفته زلال بشود. بلکه ...

 

96/11/12

*مولوی

۴ نظر ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۰۰

«بسم الله الرحمن الرحیم»

قراری که می شود از حالا تا همیشه با خودمان بگذاریم: 

"پیش از تکبیرة الاحرام هر نماز مان سلامی بدهیم به اربابمان. «صلی الله علیک یا ابا عبدالله»"

#رزق_شب_دوم_

#حاج_آقا_رهدار_

و الی الله ترجع الامور ...

۵ نظر ۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۵:۰۱

« بسم رب الشهداء و الصدیقین »

رخصت ارباب
نفس گرم تو باشد نخ تسبیح وجودم ؟
دلم ارباب شده دانه ،شکسته ...
تربتت گِل بشود ؟دانه شود؟ بنشیند جای آن دانه شکسته؟!

منتشر شده در تاریخ 93/8/8 ، 17:33

 

وَ اِلی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

۴۲ نظر ۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۴

بسم الله الرحمن الرحیم

چه قدر خوشبختند آن هایی که درخت خانوادگی شان با وجود بلند بالاهایی مثل شما، قوت گرفته و تناور شده و چه قدر خوشبحال شان است از این ریشه داری، از این اصل ...! چه قدر می شود به آن ها حسرت خورد که عمه ای به مهربانی آفتاب دارند، اویی که دست مهرش نوازشگر هر درمانده و رنجورست. بی این که خوب و بد را سوا کند، روسیاه و بی لیاقت را پس بزند، گرمای محبتش را مثل خورشید بی منّت بر سرت پهن می کند و نازت خریده و دردت درمان می کند. چه قدر دلم شما را کشیده بانو! چه قدر سرم هوای آرامش صحن و سرای تان را دارد، چه قدر دلم تنگ شده برای التماس ها و خواهش هایم پیش پای مبارک تان. جان فدای شما، چشمم کف پایتان! قدم روی چشم مان گذاشتید، صفا آوردید! ببخشید که عدّه ای رسم مهمان نوازی نمی دانستند و البته که شما میزبان بودید و هستید، خستگی سفر از تن بیرون نکرده برای همیشه خوابتان کردند ...

 

چه قدر عمر این سفر کوتاه بود،

برادرتان چه قدر چشم به راه بود

سفر ناتمام تان،امروز ناتمام ماند

و

دلتنگی ولی تان بی جواب ماند

 

عمّه خوبی ها، عمه مهربانی ها، مهر سیادت بر پیشانی ام نخورده و رنگ و روی دلم پیش خودتان رسواتر است، امّا هیچ وقت دست رد به سینه دعاهایم نزدید و با دعای خیرتان، همیشه دست روی سرِ منِ بیچاره کشیدید. یادتان هست آن شب محرمیتمان :) یادتان هست آن لحظات :'( شما کنارمان بودید، شما بودید که آن همه خوبی را برای مان از خدا خواستید و رقم زدید! آدم عمه به این مهربانی داشته باشد دیگر چه غمی می تواند توی دلش لانه کند؟! هان؟! 

پ.ن: وفات عمه مهربانی ها بر همه مان تسلیت، خداوند تسلی دهنده دل آل الله باشد ان شاءالله. 

+ یا صاحب الزمان من بی وفا دلم لک زده برای صدا زدنتان، المستغاث بک یا صاحب الزمان 

وَ اِلی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

۱۳ نظر ۳۰ دی ۹۴ ، ۲۳:۲۶

بسم الله الرحمن الرحیم 

پ.ن : سری بزنید اینجا رزق های خوب خوب تقسیم می کنند ...

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی ... 

آیکون ادای احترام رو به امام رئوف

و الی الله ترجعُ الامور ...

۰ نظر ۱۱ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۲۷

هوالعشق

برای با خبر شدن از ماجرا روی این ستاره ها کلیک کنید *****

پ.ن : دل به جبرت داده ام ای گریه ی بی اختیار/ تا طلسم جبرهای اختیاری بشکند*

* رضا احسانی

** عراقی

۲۳ نظر ۲۹ دی ۹۳ ، ۲۰:۰۰

بسم رب الشهداء و صدیقین

شب های جمعه، فاطمه

با اضطراب و واهمه ، آید به دشت کربلا  ...

اللهم عجل لولیک الفرج ..

۰ نظر ۰۴ دی ۹۳ ، ۱۷:۰۰

« یا اَیُّهَا العَزیز ... »

 

به سرم غیر هوای تو تمنایی نیست 

بطلب تا که فقط سیر نگاهت بکنم

*

گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام

سرخی رویم از این است که خونین جگرم

کار عشق است نماز من اگر کامل نیست

آخر آن گاه که در یاد تو ام در سفرم

میلاد عرفان پور

دی ماه 92

وَ اِلی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

* علی اکبر لطیفیان

۶ نظر ۰۳ دی ۹۳ ، ۲۰:۲۳

بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم 

۹ نظر ۳۰ آذر ۹۳ ، ۲۱:۳۸

«بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم»

 

همهـ را بردند کرببلا و

من بی سر و پا جا ماندم .. 

۲۸ نظر ۲۰ آذر ۹۳ ، ۰۸:۵۵