متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
آخرين نظرات

:|

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۱۴ ب.ظ

« بسم الله الرحمن الرحیم »

از سبک زندگی نوشتم، از غذا خوردن ; درست غذا خوردن ... 

+ حقیقت وجودی ما بعد روحانی ماست. اگر درست بنده ای باشیم و بر محور توحید و اطاعت خداوند زندگی کنیم روح ست که بر جسم غلبه می کند و در قفس تنگ تن محبوس نمی شود. آن وقت است که تویِ حقیقی فرمان بر از نفس ات نخواهد بود و برای خودش فرمان روایی می کند. که اگر چنین شود و روح بر جسم بی جان غلبه کرد آن وقت فرقی نمی کند که چه قدر ضعف جسمی داشته باشی، مطیع خواهی بود و پر از حال برای بندگی او! نه مثل حال امروز ما که با یک افت آهن یا سقوط فشار جان از کف داده و از خود بی خود شویم و روح جد و آباء مان جلوی چشممان ظاهر شود. آن وقت است که اگر مثل حالای من یک پرس خورشت سبزی خوردید چنان سست و بی رمق نمی شوید و اگر با یک خیار سردی تان شد و با یک کشمش گرمی کردید حال و عبادت تان دگرگون نخواهد شد ...

داشتم به این فکر می کردم که اگر درست آدم بودم تا انسان شوم آن وقت به این خورد و خوراک های درست احتیاجی بود ؟! آن وقت من می گفتم تغذیه بر روح روان و کل وجودت موثر است ؟! آن وقت به این جنگولک بازی های تغذیه ای باز هم نیاز بود؟! آن وقت من از عسل باز کهیر می زدم و از خورد یک برگ کاهو تمام روز بی هوش می شدم ؟! 

و الی الله ترجعُ الامور ...

شما بگو  (۸)

۱۲ بهمن ۹۳ ، ۰۱:۲۶ انسان نیازمند
:)))))))

پاسخ:
شاد باشید همیشه .لبتون خندون
۱۱ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۳۲ انسان نیازمند
سلام
خوبید؟
منم رعایت غذایی نمیکنم، اصلا پیش دکتر سنتی نمیرم که طبعمو نگه، نگه اینا برات بده.
سرما که میخورم اصن هر چی ضرر داره میخورم
غذا یکی از نیازهای انسان ست ولی نباید بشه همه نیازش
پاسخ:
سلام بانو

الحمدلله خوبم
من رعایت می کنم تا حدودی ولی نمیتونم هرچی پختند نخورم. زشت میشه. مادر بنده خدا که نمی تونند هزارجور غذا درست کنند.
ولی من طبعم رو می دونم ... مغزم رطوبش زیاده واسه همین با خوردن سردی و مرطوبی جات بی هوش میشم در حد خواب شدید

:)
ن خُب مواظب خودتون باشید بانوی بزرگوار

+ میدونید منظورم از اینکه پرهیز نمی کنم این بود که -> هر چی خونه پختند می خوریم یعنی مجبوریم. نمیشه ایراد گرفت. ولی اگر چیزی برامون بد باشه در حد بیماری خب مادر ملاحظه می کنند نمی پزند.
+ بله همین طوره. 

پ.ن : این پست رو از برای این نوشتم که : قبلن شاید حدود یک سال پیش همین موقع من یک پست در رابطه با تغذیه نوشتم و اهمیتش در حد تاثیر بر کل روح و روان و ... بعد از اون یک سری چیزای دیگری شنیدم که نظرم تغییر کرد. (البته آدم باید حواسش باشه چی میخوره)

سایت ش که دور نیست.

من خودم اجرا نمی کنم، خانواده علاقه مند اند و از طرفی ما هم مجبوریم. :/

و شما را به تقوا:دی نه راستی به دکتر روازاده سفارش می کنیم:)

پاسخ:
اوهووم سایتش رو بله ...
ما تا حدودی اجرا می کنیم. 
یکسری از مواد غذایی رو خونه مامان تهیه می کنند. مهمترینش روغن!
ما قبلن نون مون رو هم خودمون می پختیم. الان اینجا نمیشه.
از این خوراکی بوراکی های صنعتی هم خیلی خیلی اندک مصرف می کنیم.

ولی 
ظروف مسی و اینا رو (آیکون اون آدمه که سبز میشه حالت تهوع داره)

+ ممنون از سفارش تون :)

سلام

واقعاً؟!
چه قدر سبد محصولات غذایی که می تونید انتخاب کنید محدود هست :(
پاسخ:
سلام علیکم

متاسفانه واقعن!!
نه خُب اگر بخوام گوش به این ادا و اطوارهای جسمم بدم که کلن باید گرسنگی بکشم ... میخورم بعدشم چپه می شم ...
موجودی هستم برای خودم دومی ندارم ... گاهی وقتا حس میشه من آلرژی بودم دست و پا در آوردم.

دکتر روازاده رو پیشنهاد می دهم!

پاسخ:
پیشنهاد خوبیه ولی دوره. دکتر تهرانه ما اینجا. طب سنتی های اصفهانم اغلب در و دُکون هستند بیشتر.
ی مدت مامانم اساسی تو فاز انجام دستوراتشون بودند، ولی یکسریش رو بیخیال شدند.
من ی مدت با عرق شاه تره زندگی رو میگذروندم از دست آلرژی های گاه و بی گاه. یادش بخیر آب و عسل و آب لیموم ترک نمیشد ولی الان همّتم کم شده 

۱۰ بهمن ۹۳ ، ۲۱:۲۰ یک سبد سیب

در این رابطه استادم سر کلاس حرف زده بودن ، که بعضی از بزرگان در قدیم به خاطر همین غلبه ی روح بر جسم 

اگر قرار بود عملی روشون انجام بشه ، بدون بیهوشی انجام میشد و بدون اینکه احساس درد داشته باشند 

و در حال جراحی ذکر میگفتند 
پاسخ:
جالب بود ...
نفس شون حق بوده ...

مثل آیت الله بهجت که پشت سر روح شون نماز می خوندن. (حالا دقیقش رو یادم نیست البته. نقل به مضمون) مرگ اختیاری
۱۰ بهمن ۹۳ ، ۲۱:۱۶ یک سبد سیب


چه متن تخصصی ای بود آبجی 

:) 

پاسخ:
نه بابو ...
همیشه بخندی
درست فرموده اید...

وابسته شدن به جسم

و رها کردن روح

و پر و بال پیدا کردن نفس و حکومت کردن برای خودش

شده اینی که هستیم.
پاسخ:
عاقبت مون ختم به خیر ان شاءالله