متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
بايگاني
آخرين نظرات

۱۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

« بسم الله الرحمن الرحیم »

این را شما خانم ها بدانید،وجود شما آن تحولی را در روحیات مرد به وجود می آورد که گاه هیچ عاملی نمی تواند آن تحول را ایجاد کند.شما می توانید دل مرد را گرم کنید و به او امیدواری به زندگی و شوق ادامه کار بدهید.اصلاً این توان در شما هست که در وجود مرد نیرو بدمید.وجود شما این قدر مهم است.مرد هم نسبت به زن همین است.حالا مرد گاهی ممکن است[البته این گاهی قید کمی هست.آقا در حق مردا لطف داشتند.] مثلاً اخم آلود وارد خانه شود.اگر زن قدری عقل و پختگی اش بیشتر باشد و از اخم او جا نخورد و لبخند نشان دهد و در مقابل محبت بورزد،یواش یواش با افسون محبت،می تواند گره اوقات تلخی و بد اخلاقی مرد را باز کند و ببیند که او چه احتیاج داشت.من این حرفی که می گویم خواهش میکنم مردها نشنوند;چون ممکن است بدشان بیاید!شما خانم ها این را بدانید آقایان تا آخر هم مثل یک پسربچه هستند و باید اداره شان کنید.البته اگر این حرف از زبان ما به گوش مردها برسد ،لابد از ما گله خواهند کرد.واقعاً خانم ها باید این بچّه پسری را که حالا ریشش هم بعد از پنجاه،شصت سال زندگی سفید شده اداره کنند.

ص 70 ،کتاب خانواده 

"زن و شوهر (در غرب) ظاهرا در یک خانواده اند، در دفتر هم اسمشان ثبت شده، عقد شرعی هم خوانده اند؛ اما آن پیوند دهنده اصلی نیست، چرا؟ چون این ذخیره ارزشمند غریزی طبیعی را که باید پشتوانه خانواده باشد در جاهای دیگر مصرف کرده اند. اصلا احتیاجی نسب به هم احساس نمی کنند. به هم می گویند "my dear " ، عزیز من، اما این فقط در زبان است. این مای دیری است که وقتی هم بخواهد طلاقش بدهد، می گوید مای دیر می خواهم طلاقت بدهم! یعنی هیچ!" آقا 81/7/11

پ.ن : هر بلایی کز تو آید رحمتی است ... (سمعی سخنان آقای نفس)

وَ الی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

*حافظ

۲۷ نظر ۳۱ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۱

«بسم الله الرحمن الرحیم»

و از مرارت آور ترین کارهای دنیا این است که بروی بنشینی و تمام خودت را برای یک نفر یک نفرهایی که نمیدانی خط زندگی شان با تو متقاطع میشود یا نه بیرون بریزی.دلم میخواهد تمام این روزها و لحظات را بالا بیاورم ،عق بزنم و بگویم تمام شد.ذهنم راحت ،جانم آزاد.

اینم جالب بود *

۲۸ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۴۳

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم»

۲۷ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۵۸

«بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم»

این که این ROLY POLY به متن هیچ ارتباطی ندارد مهم نیست.

مهم این است که خیلی به تعبیری جیگر است.

امروز شبیه یک لبخند پهن بود توی کل تقویم تابستانه امسالم. روبه رو شدن با کسانی که میتوانستی چهارسال پیش از این خودت را دوستت را و شاید همکلاسیت را در او یا آنها ببینی. دیدن دختران معصوم و عزیزی که از آغوش مادری به نام دبیرستان به دنیایی غریب آمده بودند.چهره های ساده و دخترانه،حتّی گپ زدن هایشان جنسش فرق داشت.

پنج تاشان از شهرستان بودند.سه تایی شان از همه ساده تر بودند خیلی ساده تر.آنقدری که وقتی برایشان چیزی میگفتم ازشان چیزی میخواستم فقط یک چشم حواله ام می کردند.خبری از خیلی رفتارهای وقیحانه و یخ باز و شکسته از همان اوّل بین دخترهای من نبود.البته که شاید برای قضاوت هنوز زود باشد ... ولی من دوست دارم که آخرش هم به همین برسم ...

متاهل بود و ایضاً خوابگاهی.از بچه های فلان گرایش دانشکده.ترم های اوّلش را یادم هست گرچه محو و بخار گرفته ولی یادم هست.از اولش هم متاهل بود ولی از اولش مثل الانش نبود.از اولش متاهل بود ولی بعدی طلاق گرفت.طلاق گرفت ولی دختر ساده ای بود.چهره اش ساده بود ... لباسش ... خودش ... حرف زدنش ... باز متاهل شد. ولی مثل آن اوّلش نبود.یعنی پیشرفت کرد روز به روز سال به سال ... حالا نه که فقط او باشد نه،توی این چهار سال خیلی ها پیشرفت کردند روز به روز، ترم به ترم ، سال به سال ... آن هم چه پیشرفت هایی.

گاهی می شد که مشغول حرف زدن با یک نامحرمی ببینمش.یعنی من گاهی اش را می دیدم.یعنی خیلی ها دیگر هم با نامحرم خیلی حرف های با مورد و بی مورد می زدند و دیگران فقط گاهی اش را می دیدند. گاهی می دیدم که دارد با نامحرمی حرف می زند توی همان گاهی من همیشه می لرزیدم و دلم به حال همسرش ذوب میشد.توی همان گاهی من همیشه وقتی این صحنه برایم تکرار می شد مات میشدم، میخکوب میشدم و توی ترس خودم فرو میرفتم.این که آدم با نامحرم حرف بزند و کاری داشته باشد و ... خب نیتش با خودش ولی ،ولی این که نیشش تا کجا باز باشد و خوش و بش کند و توی چشمهایش زل زل نگاه کند یک حرف دیگر است

ترسیدم و لرزیدم از گاهی ها، همیشه.این ها را برای اثبات علیه السلام بودن خودم و بد بودن فلانی نگفتم فقط وقتی جدیدالورودها را می بینم یاد خیلی چیزها می افتم.از همه مهمتر یاد آدم هایی که از این کارخانه آدم سازی بیرون می روند ... چرا این طور شد؟! چرا این طور میشه؟! چرا؟!

+ و سپاس خدای را عز و جل ... و سپاس خدای را بابت نعمت هایش ... و از نعمت هایش دعای والدین پشت سر فرزند ... و از نعمت هایش اینکه لحظه ای ما رو به حال خودمان وا نگذاشتن و ... و از نعمت هایش دوست های خوب ...

+ الهی نگاهی ... 

+ مرتبط با عنوان **** (بصری)

+ مرتبط با عنوان از نزدیک در حد برخورد نفسهایت باهاش ***

وَ الی اللهِ تُرجَعُ الاُمور ...

* سعدی

۹ نظر ۲۴ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۲۶

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم»

در شوق دیدن روی ماه پدر،40 روز مناجات حضرت امیرالمومنین در مسجد کوفه را میخوانیم.

از شنبه 29 شهریور ماه تا 7 آبان ماه

+ اللهم ارزقنا کربلا و نجف اربعین امسال

+التماس دعای فرج

+التماس دعا برای سلامتی آقای نفس

۲۹ نظر ۲۲ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۸
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۱۲

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم»

 x : نوای این وب دیوانه میکنه،مست میکنه،زخم میپاشه روی دلتنگی هات  + 

     (لینک دانلود مولودی این وب)  (کد نوا )

xx : رفاقت و مدارا در کلام امام رضا علیه السلام **

xxx : شهدا ... پر پرواز بودن برای هم ... *** (خواندنی است. از لابه لای زندگی شهید چمران)

xxxx : باغ گل محمدی عطر عبایتان ...

xxxxx : ساعت دلتنگ و چهل و اشک دقیقه

xxxxxx :  دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب حرفم این است که یک وقت مداوا نشود

xxxxxxx : حدیثی از امام رضا علیه السلام :

یأتـى علـى الناس زمـان تکون العافیة فیه عشرة اجزاء: تسعة منها فى اعتزال الناس و واحد فى الصمت.(16)

زمانى بر مردم خواهد آمد که درآن عافیت ده جزء است که نه جزء آن در کناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.

(چهل حدیث از ایشان)

xxxxxxxx : عبد بی حیا کجا، که زائر کرببلا بشود 

xxxxxxxxx : بگیر از من جهانم را ولی آقا؛ حرم را نه

وَ الی الله ترجع و الامور ...

۱ نظر ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۲۷

«بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم»


این که ندونی چت شده

خیلی بدتر از اینه که بفهمی

دچار تزلزل هویت شدی.

سمعی بصری : **    :*(

و الی الله ترجَعُ الاُمور ...

۲۷ نظر ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۲۴
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۶ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۵۸

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

دانلود مستند "نسل پاک" با فرمایشات استاد صمدی آملی  (برگرفته از قاصدون)
 

۰۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۳۷