متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
آخرين نظرات

1

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

379

رفته بودم دانشگاه تا مدارک و اسناد زمان دانشجوییم را هر چه بود بگیرم و خیالم راحت شود که دیگر کاری آن جا ندارم. کارم که تمام شد به رسم دوستی و دید و بازدید رفتم تا سری به بچّه های بسیج بزنم. برای همین راهم را کج کردم سمت حوزه بسیج دانشگاه. فقط "ز" آن جا بود. تا کفش هایم را در بیاورم او پیدایش شد و با استقبال گرم و صمیمانه اش سر حالم کرد. وارد حوزه که شدم طبق معمول نگاهی به همه جا انداختم تا ببینم آرایش وسایل چه تغییری کرده و چه چیزی را جا به جا کرده اند. چیزی که توجه ام را جلب کرد سفره ساتن آبی و صورتی بود که گوشی از حوزه پهن شده بود و تعدادی خرت و پرت روی آن چیده شده بود. چیزی بود شبیه به سفره هفت سین امّا با آب و تاب کمتر و در نهایت سادگی و زیبایی. روبه "ز" کردم و باهم خندیدیم. پرسیدم که این موقع سال سفره هفت سین انداخته اند؟ می خندد و می گوید نه! :) ماجرا دارد.

می گوید آن دوتا که ساکن یکی از روستاهای این مرزو بوم بوده اند، به عقد هم در می آیند و بعد از مدتی آقای داماد این دانشگاه قبول می شود. (حالا خبر ندارم بنده خدا کارشناسی بوده ازدواج کرده- ارشد بوده؟) تصمیم می گیرند بیایند همین جا، در خوابگاه متاهلی زندگی شان را شروع کنند.

آقای داماد می رود پیش فرمانده بسیج و از ایشان درخواستی می کند، مبنی بر این که جشن عروسی شان را داخل حوزه بسیج دانشگاه برگزار کنند. "ز" می گوید این دو مراسم عقدی نداشته اند و چون قرار بوده این جا زندگی شان را شروع کنند، آقای داماد دوست داشته همسرش را خوشحال کند و به عنوان تنها جشن ازدواج شان، مراسمی داشته باشند.

هماهنگی ها انجام می شود و علی رغم نبود امکانات کافی - همیشه همین جوریه ها- دوستان دست و پا شکسته تعدادی وسیله برای چیدن سفره عقد فراهم می کنند. یک آیینه و شمدان خیلی خیلی مینی، دو تکه پارچه ساتن آبی و صورتی، چند تکه تور، چند تا بادکنک و حالا باقی چیزها را یادم نیست. با همین ها یک سفره نقلی گوشه حوزه چیده بودند و کنارش صندلی برای نشستن عروس خانم.

"ز" می گوید، عروس خانم یک کت و دامن بسیار ساده صورتی و یک روسری ساتن کرم رنگ پوشیده بودند و در نهایت حجب و حیا در حالی که صورتش از خجالت تا حدودی قرمز شده بود، آمد نشست همین جا کنار سفره. 

"ز" می رود از روی طاقچه حوزه یک سی دی می آورد و می دهد دستم. می پرسم این دیگر چیست؟ بسیج و سی دی صلواتی؟ می خندد و می گوید نه. این هدیه شب عروسی شان بود. این را به همه دانشجوهایی که آمده بودند به عنوان هدیه فرهنگی شب عروسی شان دادند. 

سی دی از انتشارات نور الزهرا بود و حاوی یک عالمه سخنرانی هیجان انگیز در مورد خانواده از حاج آقاهایی دوست داشتنی ...

"ز" می گوید آقایان آن طرف داخل حسینیه بسیج نشسته بودند و ما هم این طرف داخل این اتاق. یک سرو صدایی راه انداخته بودیم که بیا و ببین. امّا حیف شد که امکانات مان کافی نبود. حتی در حد یک دود کردن اسفند ...

#ازدواج_آسان_

و الی الله ترجعُ الامور ...

 

۹۵/۱۰/۱۶

شما بگو  (۱۵)

۰۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۶ خادم امام زمان عج الله
در راسـتـای تـهـذیـب نـفـس و خـودسـازی... مـنــتظـران مـولا حـتـمـا بـخـوانـنـد



نه از خاک فروتریم، که بستر رویش نشویم، و نه از دانه کمتریم، که نروییم و نشکفیم. از ما به عنوان بشر، خواسته اند که با شناخت «قدر» خویش، «تقدیر» را در مسیر سعادت و صلاح خویش رقم زنیم. ولى چگونه؟

پیمودن راه پرسنگلاخ و پرپیچ و خم و پرخوف و خطر «تهذیب نفس» و «خودسازى»، هم معرفت مى طلبد، هم همّت، هم همراه، هم راهنما.

شناخت دردهاى درونى و درمان آن ها، نیز آشنایى با رذایل اخلاقى و زدودن آن ها و معرفتِ فضایل اخلاقى و تقویت آن ها، از جمله این «راه شناسى» هاست.

تا کسى درد را نشناسد، چگونه درمانش خواهد کرد؟ و تا کسى نفس و عوالم تو در توى آن را نشناسد، چگونه به بالنده ساختن و پیراستن و رشد دادن آن توفیق خواهد یافت؟ مگر نه این که شناخت درد، نیمى از درمان است؟ به خصوص دردهاى روحى و امراض درونى و کژى هاى اخلاقى که بسى حساس تر، ظریف تر، پنهان تر و صعب العلاج تر است، نیاز به مربى و راهنما در آن ها بیشتر احساس مى شود و «طى این مرحله، بى همرهى خضر»، چه بسا سالک و پوینده را به «ظلمات» بکشاند.



با ادامه مطلب پذیرای حضور و نظرات ارزشمندتان هستیم .



با سلام و صلوات با دو مطلب جدید "در راسـتـای تـهـذیـب نـفـس و خـودسـازی... مـنــتظـران مـولا حـتـمـا بـخـوانـنـد" و دانلود کـلـیـپ" بـایـد بـرای ظـهـور آمـاده شـویـم" منتظر نظرات پربار مهدویتان هستیم . و باالله التوفیق



----------------------------

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/FnNRn6tTiV_H8VwX6N8Ka0cdmZB7DN9SHaXHn_7VsjvMoM4aK5JrrQ/s/w535/
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۷ خادم امام زمان عج الله
https://www.hammihan.com/users/status/thumbs/thumb_HamMihan-201513261112724073931425552601.2572.jpg

۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۶ خادم امام زمان عج الله
قـانـع نـشـدن بـه وضـع مـوجـود، یـک بُـعـد از مـعـنـای انـتـظـار..


این‌که در روایات ما وارد شده است که افضل اعمال امت، انتظار فرج است(۱)، یعنى چه؟ مگر انتظار چیست؟ انتظار ظهور حضرت ولىّ‌اللَّه‌ الاعظم (ارواحنافداه)، مگر چه مضمون و چه معنایى در بطن خود دارد که این‌قدر داراى فضیلت است؟ یک معناى انحرافى در باب انتظار بود که خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط، اثر چندانى نیست.

کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این‌طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این‌که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید، تا صاحب عصر و زمان، خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید!

انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. پس بحمداللَّه این معنا، امروز در ذهن جامعه‌ى ما نیست. اما معناى صحیح انتظار، داراى ابعادى است که توجه به این ابعاد، براى کسى که مى‌داند در فرهنگ اسلام و شیعه، چه‌قدر به انتظار اهمیت داده شده، بسیار جالب است.
یک بُعد، این است که انتظار به معناى قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داریم»، یعنى هرچه خیر و عملِ خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافى است و منتظریم، تا ظرفیت نیکىِ عالم پُر بشود. یک بُعد دیگر از ابعاد انتظار، دلگرمى مؤمنین نسبت به آینده است.

انتظار مؤمن، یعنى این‌که تفکر الهى – این اندیشه‌ى روشنى که وحى بر مردم عرضه کرده است – یک روز سراسر زندگى بشر را فرا خواهد گرفت. یک بُعد انتظار این است که منتظر، با شوق و امید حرکت بکند. انتظار، یعنى امید. انتظار، ابعاد گوناگون دیگرى هم دارد.

بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) ۱۳۶۹/۱۲/۱۱
ما جز کدام دسته هستیم؟؟؟

تشریف بیاورید
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۰ زائر بارانی
ای جااان...
چه قشنگ....
الهی خوشبخت و عاقبت بخیر بشن
پاسخ:
خیلی با مزه بود.
جات خالی سفره رو ببینی. بعداً بگو عکس هاشو بهت نشون بدن. ^_^
۱۷ دی ۹۵ ، ۰۳:۱۹ پاک باخته
دلم قنج رفت
وای چقدر قشنگ...
پاسخ:
خیلی ... خیلی بامزه بود.
ان شاءالله نصیب همه آرزومندان. 
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۵ سما بانو
سلام
چه صمیمی و خوب
خدا به زندگیشون برکت بده

یاعلی
پاسخ:
سلام آبجی

همین طوره
ان شاءالله. ان شاءالله. ممنون از دعای خیرتون


علی علیه السلام مددتون
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۵:۴۱ هو العشق
دلم تنگ شد برای دانشگاه :-(
پاسخ:
من َ م ...
دانشگاه + رفقا
عجب

خوبه
به درد ما نمی خوره :))
پاسخ:
:|

چرا اون وقت؟! 
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۴ فاطمه غلامی
چه آقای داماد با محبتی بوده :"( (احساساتی شدم)
ان شاالله خوشبخت بشن :)
پاسخ:
خیلی ...
ان شاءالله... ان شاءالله ... 
ممنون از دعای خیرتون
خوشبخت ی و عاقبت بخیری همه جوانان ان شاءالله
بنظر شما وبلاگ نویسی بهتر است یا شبکه های موبایلی؟؟؟

دعوتید به کوله بار
پاسخ:
وبلاگ نویسی البته

تشکر
۱۶ دی ۹۵ ، ۰۷:۳۷ مـــهـ ـیـا ر
به گفتن نیست، به عمل کردن است.
بسم الله...
پاسخ:
ان شاءالله ...
دعا کنید ما هم اهل عمل بشویم.
می گوییم و می گوییم تا ملکه شود برایمان. 

ان شاء الله این عروس و داماد بسیجی خوشبخت و عاقبت بخیر باشند و زندگی شون پر از نور و صفا و صمیمیت و عشق باشه...
پاسخ:
ان شاءالله ... ان شاءالله. خوشبختی و عاقبت بخیری همه جوانان ان شاءالله.
سپاس گزارم از بابت دعای خیر
۱۶ دی ۹۵ ، ۰۶:۱۱ صحبتِ جانانه
چه با نمک
پاسخ:
خیلی بامزه بود. خیلی ^_^
۱۶ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۱ آرزوهای نجیب (:
ایشالا که عاقبت به خیر شن (:
مبارکا باشه :دو نقطه قلب
پاسخ:
ان شاءالله. ممنون از دعای خیرتون. به لطف خدا و امام زمان عج الله ان شاءالله که همه ی جوانان خوشبخت و عاقبت بخیر باشند.
سلامت باشید. 
حیف که نمی بینمشون وگرنه تبریک تون رو بهشون ابلاغ می کردم.

شکرپاره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">