متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
آخرين نظرات

رونوشت به تمام مردهای دنیا

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ق.ظ


                                       بسم الله الرحمن الرحیم


 ای کاش میشد این ها را بدهم به تمام مرد های دنیا تا بخوانند، تا کمی از اندوه قلب مچاله ام کاسته شود. هنوز رعشه های درونی بدنم فروکش نکرده اند. 


1) آن روز خسته از روزمرگی ها داشتم به خانه بر میگشتم که چشم به مرد و زنی افتاد که از گوشه های پیاده رو با غرولند به هم دیگر پیش می رفتند. همین که زن آمد با حرفی از خودش دفاع کند، مرد با غلط کردی حرف را توی دهان زن کوبید و  میانه انگشت شصت و سبابه اش را گذاشت روی گلوی زن جوان و او را به شیشه ی لابی هتل چسابند. صدای گوش خراش آن نا مرد بالا و پایین میشد و دختر چادری را جلوی کاسب و توریست و عابرهای پیاده سکه یک پول کرد. نه میشد دخالتی بکنم، نه دلم رضایت می داد بی تفاوت بگذرم. فقط تمام انرژی ام را توی گردنم جمع کردم و چند لحظه نگاهشان کردم.صورتم را بر گردانم و با پاهای سنگینم، لاشه ی بی جانم را تا خانه کشیدم. تمام مسیر بد دهنی های مرد توی ذهنم وول می خورد. آخر  به چه حقی دست روی خانمش بلند می کرد و حرف های کثیف از دهانش بیرون می آمد.


2) تازه چشمم گرم شده که صدای التماس های زن همسایه که آپارتمانشان دیوار به دیوار اتاق ما بچه هاست، بالا می رود. هر چند لحظه به جز صدای دل ریش کن خانم بی پناه، صدای ضرب و زوری که مرد روی تن همسر بی دفاعش می زند بالا می رود. من روی تختم مچاله شده ام و بی اختیار مثل باران اشک می ریزم. بدنم می لرزد، پتو را به خودم می چسبانم و خودم را توی بغل می گیرم. دندان هایم به هم می خورند. هنوز صدای التماس زن برای کمک خواستن از همسایه ها می آید. صدای چند همسایه مبهم می آید. اما ... ساعت شش صبح است، من آن قدر خوابم سنگین است که بمب بترکد تازه دنده عوض خواهم کرد، اما الان بمبی نترکیده،صدای شیون زن همسایه بیدارم کرده. قلبم از جایش کنده شده و تکان هایش به جان کندن ماهی می ماند، نفسم بند آمده و اشک هایم می ریزند. می لرزم.پتو را محکم دور خودم می پیچم. تسبیحم را می گیرم توی دستم و صلوات می فرستم تا شاید دل مرد به رحم بیاید. صدایشان را نمی شنوم. ترس و لرزهای نصف شب سراغم می آید، نکند صدای زن برای همیشه ساکت شده باشد، چشم هایم شده اند ابرهای باران زای موسمی. تند و رگباری خیسم می کنند...


3) صدای مرد که بالا رفت تمام سلول های عصبی ام روانی شدند و مرا می لرزاندند، عصبانیت و ترس آگاهی ام را به وضعیت پر تنشم زدوده بود، نمی دانستم تا بن دندان توی استرس خودم را فرو کروه ام. همه چیز که تمام شد، درست وقتی که آمدم روی صندلیم آرام بگیرم، فهمیدم که چه بلایی سرم آمده، بی اختیار من عصبی چند دقیقه پیش گریه می کردم، نفسم بند آمده بود، پاهایم از بی قراری روی تنم سنگینی می کرد، رعشه ی مرگباری به تنم افتاده بود. 
لطفا به همه ی مردها بگویید داد نزنند، فریاد شما جز برای دادخواهی بابت برقراری عدالت و امثال این ها،.نباید بالا برود. دور و بر تان هستند کسانی که تاب این صداها را ندارند، تحمل این بی رحمی ها را ندارند، روحشان نازک است، حتی اگر به روی خودشان نیاورند. شما را به خدا داد نزنید. من از صدای بلند مردانه وحشت دارم. شما را به خدا مهربان باشید. همسر مهربان، بابای مهربان و حتی مرد همسایه ی مهربانی باشید که همه از خوبی و خوش خلقی شما با خانواده تان عمیقا لذت ببرند. 

و الی الله ترجع الامور ...
  ‌                         

۹۶/۰۳/۲۷

شما بگو  (۱۰)

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۱ مــ. مشرقی
به جای گریه و صلوات احیانا نباید زنگ میزدید پلیس؟
اونا مرد نیست یه نر ن فقط.
پاسخ:
نمیدونستم دقیقا کدوم ساختمونه. واحد چنده؟!بعد هم ترس همه وجودم و گرفته بود. قدرت حرکت نداشتم. / خدا همه مون رو عاقبت بخیر کنه. لابد اونها هم دوست ندارن پلید باشند و آزار دهنده.
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۷:۰۵ خادم امام زمان عج الله
با سلام و صلوات و ارزوی قبولی طاعات و عباداتتان به درگاه حضرت حق تعالی .پیشاپیش عید سعید فطر را خدمت شما تبریک عرض مینمایم و باالله التوفیق

-----------------------------

فضیلت روز عید فطر و نماز فطر

شب اوّل شوال از جمله لیالی شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیای آن احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست و از برای آن چند عمل است:
اول، غسل هنگامی که آفتاب غروب کند.
دوم، احیاء آن شب به نماز و دعا و استغفار و سؤال از حقّ تعالی و بیتوته در مسجد
سوم، بعد از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح و عقب نماز عید، دعای وارد شده را بخواند
چهارم، قرائت زیارت عاشورا
این که این موضوع مطرحه از طرف شما ، واقعا بد و ناپسند است . شکی در اون نیست.
ولی اینکه شما تیتر زدید ، تمام مردان دنیا !!؟!
خودش جای تامل داره که این اتفاقات رو به تمام !! مردان دنیا ربط میدید. که این خودش خالی از اشکال نیست.

مثلا طبق گفته ناشناس قبلی.
حالا درست است که تیتر زده شود ، که ناپاکی و بی حیایی عده ای از خانم ها را ، ربط دهیم به تمام!! زنان دنیا!
پاسخ:
حقیقتش کلی تایپ کردم، همه اش پرید. فقط این که وقتی بنده کسی را مخاطب حرفم قرار می دهم، دلیل بر این نیست که همه ی مخاطبان بنده، یا همه کسانی که مورد خطاب بنده واقع شده اند، حتما مبتلا به این مسئله باشند. باید این دو مقوله را از هم جدا کرد که "همه ی افراد چنین اند" و "همه ی افراد بدانید و چنین نباشید" / مخاطب ناشناس هم اصلا هدف شان بیان این نبود که همه این طورند.
بنده برای خودم تعبیری دارم در مقابل خشونت یا بهتر بگم خشونت سخت و اون تعبیر چیزی نیست جز خشونت نرم. (البته تعبیر بنده فاصله ی زیادی با استفاده های دیگه ای که از این تعبیر میشه داره و شاید نقطه ی مقابل اونها باشه.)
در بحث خانواده و جامعه مردان دارای قدرت سخت هستند و زنان قدرت نرم. سوء استفاده مردان از قدرت شون میشه خشونت یا خشونت سخت ولی اون چه که امروز بیشتر مبتلابه جامعه ی ما و بلکه جامعه ی جهانی هست بحث خشونت نرم هست که همون سوء استفاده زنان از قدرت نرم خودشون هست.
البته همونطور که عامل خشونت سخت در مردان میتونه بیرونی و القائات جامعه و فرهنگ جامعه باشه در خشونت نرم هم همینطور هست. و دیگه این که همونطور که خشونت سخت برای خود مردان هم آسیب زا هست و باعث مشکلات درونی زیادی میشه، خشونت نرم در زنان هم چنین تاثیر بر روی خودشون داره.
از بحثهای مربوط و نتیجه گیری ها و تاثیرات و ... عبور می کنم ولی قطعا با کمی تفکر خودتون خواهید فهمید که مخاطبان کدام یک از این دو نوع خشونت مظلوم تر هستند و بیشتر نیاز به حمایت و روشنگری اجتماعی دارند.

فقط خواستم کمی شما رو به تفکر در این رابطه دعوت کنم شاید اولویت ها و ضرورت هاتون در نوشتن مطالب تغییر کرد ولی اصراری هم به نتیجه گیری و نزدیک کردن نتیجه ی شما به خودم ندارم
پاسخ:
این که بنده این مشکل را مطرح کردم، دلیل بر نبود مشکل در حیطه ی مقابل این مسئله نیست. بنده مخالف صحبت های شما نیستم، منتهی این مسئله ای که گفتم هم بسیار آزار دهنده است. [واقعا در حیطه ی سوء استفاده از قدرت نرم خانم ها بنده هیچ صحبتی ندارم. زبان الکنه.] [البته که خانم های پاکدامن و مومن و محجوب هم زیاد هست توی جامعه مون، همون طور که مردهای مومن و باغیرت و جوانمرد زیاد داریم.]
الگوی مرد ها تا وقتی امیرالمومنین نیست همه چی چپکی می شود !
داد زدن ها
غیرت ها
حرف ها
پاسخ:
ان شاءالله که در مسیرشون باشیم همگی. همین طوره
حتما اون آقا هم بعدش ، پیش خودش گفته ، کارم اشتباه بود.

مثل شما.
پاسخ:
نه تو رو خدا، نکنه قراره پشیمان هم نشن!!!عجب.
۲۸ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
ساختمون روبرویی ما هم ی مدت ی خانواده بودن ک هرازگاهی زنشو میزد چون خونه اشون شمالی بود خانمه فرار میکرد میومد حیاط
اصن بقول شما دست و دل آدم میلرزه
بابای خودم تون صداش خیلی بالاست یعنی توکوچه باتلفن حرف بزنه من طبقه سوم میشنوم
توخونه یکم ک جدی بشه قشنگ داد میشه
اما یجورایی گوشمون عادت کرده
ولی بنده خدا مامانم صداش خیلی ارومه تعادل ایجاد شده 😀😀😀
ولی صدای داد و دعوا اونم زن و شوهر افتضاحه
ان شاءالله خدا ب همه صبر بده

پاسخ:
چه قدر بد. بله مردها کلا به خاطر تن صدای بمی که بعضا دارند، به قول شما یه کم جدی بشن مثل دعواست. خدا حفظشون کنه پدر و مادر بزرگوارتون رو.
آشغال عوضی؟!!؟
:|

الان این حتما فحش نیست. و جمله کثیفی نیست.
پاسخ:
:/ خب کارشون زشت بود. منم اشتباه کردم.


بعدا نوشت: از بابت تذکر متشکرم. کلمه پاک شد.
نمیدانم چه بگویم اینقدر این ذهن از مسائل مختلف درگیری داره که واقعا باید بگم
" عجب صبری خدا دارد "
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۱ صحبتِ جانانه
امروز از توی اتاق که داشتم درس می خوندم صدای زن همسایه می اومد که داد می زد و گویا اختلافی با همسرش داشت...
کاش همه خوب تربیت بشن
کاش ترس از خدا داشته باشن


زن و شوهری رابطه ایه که به حدی حدود بسن دو نفر برداشته میشه که ممکنه ادب و حقوق انسانی هم برداشته بشه از دید نادانان بی ادب
پاسخ:
:'( هعی. ان شاءالله. چه جمله ی خوبی نوشتید، ای کاش مراقب حریم ها باشیم.
 من همچنان حالم از اتفاق امروز عصر بده.

شکرپاره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">