متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

رحلة العاشق الی المعشوق ...

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر/ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد...
-------------------------------------------------
سلام
حضورتون رو خوش آمد میگم
لطفا آقایون رعایت حدود رو هنگام کامنت گذاشتن داشته باشند! بهتر اینکه از افعال با صیغه جمع استفاده کنید!
برای توضیح بیشتربه لینک " خواهرانه برای برادران " مراجعه کنید!
-----------------------------------------------
نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!
--------------------------------------------------
هنگام نماز طواف کعبه هم تعطیل است!نبینم موقع نماز اینجا باشی! برو که خدا داره صدات میزنه!

پيام هاي کوتاه
بايگاني
آخرين نظرات
  • ۲۹ خرداد ۹۷، ۱۹:۳۵ - صحبتِ جانانه
    379چیه

جام جهانی چشمهات

سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۱۰ ق.ظ
379
نشسته ایم روبه روی تلویزیون و هر کدام مان سرمان به جایی گرم است. من به لپ تاپ ور میروم تا بخشهای مهم پی دی اف را هایلایت کنم. صدای فردوسی پور و علی پروین و آقای حشمت یک ریز از توی تلویزیون بیرون میریزد و او حواسش را شش دانگ داده به آن صداهای درهم برهم. صداهایی که از توی شان حرف و نقلهایی نوستالژیک، درباره جام جهانی فوتبال به گوشم میخورد. حالا نه اینکه خیال کنید من آدم فوتبالی هستم یا برایم مهم بود که ایران چه سالی اولین بار توی جام جهانی رفته، اما خب بالاخره هرکاری وسط امورات مرتبط با پایان نامه، جالب می نماید. :|
سرم را بر میگردانم و به چشمهاش زل میزنم.
- چی شده? چرا یه ساعت زل زدی به من? پس مگه قرار نشد پرپوزال بنویسی?
+ هوووم. میدونی. جام جهانی چشمهات ...
- :| یه بهونه جدید واسه فرار از درس?

پ.ن: انتظار یه متن عاشقانه که ندارید با این اوضاع. پایان نامه است و اعصاب داغان.
۹۷/۰۳/۲۲

شما بگو  (۱۷)

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۵ chefft.blog.ir 💞💕
عاشقانه نبود ولی قشنگ بود
پاسخ:
سپاس گزارم.
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۳۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
مستدام باشد ان شاءالله

خوشبحالت من از وقتی اومدم سرخونه زندگی لب تابم بسته است
بعضی وقتها هم با لب تاب همسر آن میشم
دلم برای عکسها و صوتهای لب تابم تنگیده
پاسخ:
:)
ممنونم. سلامت باشید خانووم.
من که از اول لب تاپ نداشتم :)) ولی میدونم چه حسی داری.

عززیزم. ان شاءالله به زودی لب تاپ خودت :)
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۳۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
مستدام باشد ان شاءالله

خوشبحالت من از وقتی اومدم سرخونه زندگی لب تابم بسته است
پاسخ:
:))
منم از لب تاپ فراری ام. :| 
توی اوقات فراغت همش گوشی دستمه. 
اون قدر که هیچ ارتباطی با کسی ندارم. دوستای مجازی تنها همدم اند. :/
:)

خوب بود
پاسخ:
;) 

ممنون بانو جان.
جام جهانی را ولش.هدر و بک گراند رو عشقه ....
پاسخ:
اهل بیت و دیگر هیچ ...
اهلی شده ایم ...
نه بابا برندار.خداییش این نوشته هیچی نداشت دیگه
منم مزاح کردم

چرا دیگه قطعا ازار دهنده است براشون
بدیه داستان اونجاست که با همین تخیلات وارد زندگی مشترک میشن و میبینن اون چی فکر میکردن بود و بعدشم طلاق عاطفی و رسمی و ...
یکی از این روحانیون میگفتن دخترای مجرد اصلا داستان عاشقانه نخونن.حتی یکیشون نمیدونم روایت میگفت یا چی که دخترا جوان و مجرد داستان حضرت یوسف در قرانم نخونن یعنی تا این حد
دیگه اوضاع ماها خیلی خرابه
از طرفی هم میخونن بعد موقعیت ازدواج براشون نیست
هیچی دیگه 😐
خوبه یه آسیب شناسی هم شد...
اگه دیگران بیان بخونن البته


نه عزیز سرکوب نکن... از این نعمت استفاده کن
پاسخ:
جدا?! 
همین طوره. واقعیت زندگی ورای این حرفها و عاشقانه هاست.
دنیای متفاوتی ست.

+ چه جالب. دنیای امروز ما با یه عالمه فیلم و داستان با مضامین غلیظ عاشقانه پر شده.
 
:(  
خدا شرایطش رو برای  همه فراهم کنه. 
:/  روزای دشواریه. خودمون سخت ترش نکنیم.

:))



چشم. :) ممنونم از دلگرمی هات
اینجا میایی منم خوشحال میکنی
اره بنظر منم برای فضای وبلاگ و کلا فضای عمومی نیست این مدل نوشتن
نمیدونم شاید من حساسم
خداروشکر که همسرتون اینقدر فهمیده هستن...


+عاشقانه نویسی های مجردا با تازه متاهل ها با اونایی که چندساله گذشته از زندگی مشترک شون فضاش خیلی فرق میکنه...


+یکی میگفت زن ها باید قدرت تخیل خیلی قوی ایی داشته باشن..همین که شما داری خیلی خوبه...
پاسخ:
بله همین طوره.
احتمالا اینم بردارم. 
بله ممنون.


+ نوشته های دوستان خیلی فضا سازی شده بود. :| 
به شخصه حتی عاشقانه های شهدا رو هم توی دوران مجردی نمیخوندم. 
الان مجردها اون همه تخیلهای قشنگ میکنن واسه خودشون، آزار دهنده نیست براشون? آخه واقعا زندگی واقعی فاصله داره از این چیزا.


:) ممنون از دلگرمی تون خواهر.
تخیلی که سرکوبش میکنم گاها. چون وقت و حوصله شو ندارم. :/


شروع کنی به نوشتن بر میگرده این حست هم
وقتی چیزی توی وجودته که از بین نمیره
بالاخره شما توانایی خوب نوشتن رو داری...
گاهی شرایط و دغدغه فکری فقط اجازه نمیده

ضمنا خواستی عاشقانه بنویسی قبلش هشدار بده من نخونم 😐😐


ممنونم.شما هم ان شاءالله حاجت روای بخیر باشی...
پاسخ:
ممنونم از دلگرمی تون خواهر.
ان شاءالله که بتونم بازم بنویسم. 

عاشقانه نوشتن برای فضای وبلاگ نیستش. :|
همسرمم دلگیر میشن اگر ببینن مراعات نکردم توصیه شون رو.
از انتشار همینم پشیمونم.
باید سمت و سوی نوشته هامو ببرم یه جایی توی خلوت خودم. بدون نفر دومی.


ممنونم از شما



حالا طرف پا نداده دلیل نمیشه که احساسات این بنده خدارو نادیده بگیریم که😁
التماس دعا این یکی دو شبه
در مورد پایان نامه هم حرفی ندارم😐
پاسخ:
:))))
آخه خیلی وقته قلمم تو آب نمکه.
به نظرم خیلی ناتوان شدم واسه عاشقانه نوشتن. :|

حاجت روای بخیر باشید ان شاءالله. به شرط لیاقت چشم حتما.
بسی التماس دعا داریم
:/
اسم این متن عاشقانه نبود پس دقیقا چی بود؟!!
🙂
پاسخ:
:))
نمیدونم.
به نظرتون عاشقانه هم بودش?! 
اون شکلکه قرار بود لبخند باشه :((
*
اینکه حواس مون به مادرهامون نباشه که واقعا از سر لطف و بدون اینکه شرع بهشون حکم کرده باشه و بدون اینکه در برابر اینهمهه زحمت منت بذارن، بعدا خدایی نکرده، میشه کابوس روز و شب مون...
واقعا باید مراقب شون باشیم...
اگه اعتراض هم بکنن حق دارن...
پدرها هم...
پاسخ:
:)
بعضی وقتا بر عکس میشه وقتی با گوشی شکلک میذاریم.

همین طوره. حقیقتا الان که از خانواده ام فاصله گرفتم، میفهمم که چهههه قدر زحمتم رو کشیدن و چه قدر کوتاهی کردم. 
منی که این قدر لاجون بودم توی خونه و کمتر پیش میومد کار عمده ای انجام بدم، الان میرم خونه مون، نمیتونم ببینم مامانم یه استکان به آب بزنن.
باباها ... نگو ... نگو ... 
اون قدر که این مدت به خاطر من تحت فشار بودن، هیچ موقع نمیتونم خودمو ببخشم. واقعا جهیزیه و امثالهم و کل سختیهایی که توی زندگی به خاطرم متحمل شدن ... 
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۹ صحبتِ جانانه
:))
مبارکه خواهر
مبارک باشه
حتی تخیل در اشارات نظر
پاسخ:
ممنون از لطفتون
ان شاءالله نصیب همه جوانان عالم 
عاقبت بخیر باشید :)
من آن یکی هستم که آمده ام تایبد کنم کار خونه وقت و انرژی میبره...
:(
خدا قوت بانو....
پاسخ:
ممنون ممنووون. :)
قابل تقدیره تایید و همدردی تون.
همه اش به این فکر میکنم که چه طور مادرم با زبان روزه اون همه کار خونه رو انجام میدادن. خیلی عذاب وجدان دارم.


خداقووووت شما.
ممنونم از لطفتون :)
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۲۹ صحبتِ جانانه
عشق به همسر محترم و نگاه و اشارات نظر و اینا
پاسخ:
دیالوگ ها ساختگی ان. :|
همین طور اشارات و نگاه و اینا. یه ماجرای خیالینه.

به هر جهت ممنون
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۴ واقعیت سوسک زده
امان از پایااان نااامه
پاسخ:
واااای امان. 
مخصوصا که یه عالمه از منابعم لاتین اند :'(
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۰ صحبتِ جانانه
:|
تبریک عشق به شما هم
پاسخ:
عشق به پایان نامه. :'(
:|

پایان نامه که تبریک نداره :'(((
دیالوگهای خیالی ...
پاسخ:
اما نزدیک به حال و هوای بی اعصاب م.ن.
خب یکی هم نیست بگه کار خونه وقت و انرژی میبره دیگه. :|  
به این سوی چراغ اگر بی حوصلگی و ترس از شروع کار دلیلش باشه. :/